خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥
بود . گویند ابومسلم در مجلس منصور آنگاه که مورد عتاب قرار گرفت ، از خدمات خویش در راه استقرار خلافت عباسی سخن راند و کوشش کرد با یادآوری خدمات خود منصور را رام کند ، منصور پاسخ داد که اگر کنیزی بر این امر دعوت میکرد موفق میشد ، و اگر تو به نیروی خودت میخواستی قیام کنی از عهده یک نفر هم برنمیآمدی . هر چند در بیان منصور اندکی مبالغه است ، اما حقیقت است و به همین دلیل منصور توانست ابومسلم را در اوج عزت و قدرتش بکشد و آب هم از آب تکان نخورد . عباسیان با تحریک احساسات اسلامی ایرانیان قیام را رهبری کردند و آنجا هم که با قرائت آیه " « اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا »" مظالم امویان را بر میشمردند بیشتر از مظلومیت آل محمد سخن میگفتند تا مظلومیتهای خود ایرانیان . در سال ١٢٩ روز عید فطر که سیاه جامگان علنا در بلاد ماوراءالنهر قیام کردند ، قیام خویش را ضمن خطبه نماز عید اعلام کردند و نماز عید را مردی به نام سلیمان بن کثیر که خود عرب است و ظاهرا از دعاه عباسیان است خواند . شعار این قوم که هدف آنها را مشخص میکرد آیه کریمه : " « یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم »" بود . و به مناسبت کلمه " شعوبا " که در این آیه کریمه آمده است و بنا به گفته مفسرین اشاره به مردمی است که اجتماعاتشان رنگ قبیلهای ندارد ، ایرانیان که طرفدار تسویه و مخالف تبعیض بودند " شعوبیه " نامیده شدند . این نوع عکسالعمل در مقابل آن انحراف عربی ، صد درصد اسلامی و نشانه صمیمیت ایرانیان نسبت به اسلام بود . اگر ایرانیان نسبت به اسلام صمیمیت