خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤
همه اقوام جهان برتری ایرانیان را اذعان داشتند ، خاصه در کمال دولت و تدابیر عالیه جنگی و هنر رنگ آمیزی و تهیه طعام و ترکیب دواو طرز پوشیدن جامه و تاسیسات ایالات و مراقبت در نهادن هر چیز به مکان خود و شعر و ترسل و نطق و خطابه و قوت عقل و کمال پاکیزگی و درستکاری و ستایشی که از پادشاهان خود میکردند ، در همه این مسائل برتری ایرانیان بر اقوام جهان مسلم بود ، تاریخ این قوم سرمشق کسانی است که پس از آنان به نظم ممالک میپردازند . عجب این است که کریستن سن پس از نقل همه اینها میگوید : ایرانیان در طی قرون متمادی ، مقام پیشوایی معنوی خود را در میان ملل اسلامی نگاه داشتند اما نیروی خلقی و سیاسی آنان بعد از سقوط دولت ساسانی خیلی ضعیف شد ، سبب این ضعف چنانکه بعضی پنداشتهاند این نیست که دین اسلام از حیث استواری مبانی اخلاقی کمتر از دین پارسی بوده است ، بلکه یکی از علل انحطاط ملت ایران وضع " حکومت عامه " است که با اسلام برقرار شد ، طبقات نجبا رفته رفته در سایر طبقات توده فرو رفته محو گردیدند ، و صفاتی که موجب امتیاز آنان بود ، ضعیف شد . البته مقصود کریستن سن از نیروی خلقی که در ردیف نیروی سیاسی آورده است ، اخلاق سیاسی است که با اخلاق انسانی در جهت مخالف قرار دارد . از نظر اخلاق سیاسی یعنی همان دریچهای که کریستن سن اینجا از آن دریچه نگریسته است سقوط طبقه نجبا و ضعیف شدن صفات خاص آنها که به موجب آن صفات ، یک اقلیت ناچیز حکومت و قدرت و ثروت را در دست گرفته و حقوق اکثریت انبوهی را به خود اختصاص میداد و آنها را در خدمت خود میگرفت و استثمار مینمود و دولت مقتدری بر روی این اساس به وجود آورده بود ، موجب تاسف است ، اما با مقیاس و معیار بشری و از نظر اخلاق انسانی ، سقوط طبقه اشراف و باز شدن