خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
بنابر نامه " تنسر " حدودی بسیار محکم ، نجبا و اشراف را از عوام
الناس جدا میکرد ، امتیاز آنان به لباس و مرکب و سرای و بستان و زن و
خدمتکار بود . . . بعلاوه ، طبقات از حیث مراتب اجتماعی درجاتی داشتند
، هر کس را در جامعه درجه و مقامی ثابت بود . و از قواعد محکم سیاست
ساسانیان یکی این را باید شمرد که هیچکس نباید خواهان درجهای باشد فوق
آنچه به مقتضای نسب به او تعلق میگیرد . . . قوانین مملکت حافظ پاکی
خون خاندانها و حفظ اموال غیر منقول آنان بود ، در فارسنامه عبارتی است
که ظاهرا ماخوذ از " آیین نامگ " عهد ساسانیان است : " عادت ملوک
فرس و اکاسره آن بودی کی از همه ملوک اطراف چون صین و روم و ترک و
هند دختران ستدندی و پیوند ساختندی و هرگز هیچ دختر بدیشان ندادندی ،
دختران را جز با کسانی که از اهلبیت ایشان بودند مواصلت نکردندی " .
نام خانوادههای بزرگ را در دفاتر ثبت میکردند ، دولت حفظ آن را
عهدهدار بود و عامه را از خریدن اموال اشراف منع میکرد ، با وجود این
قهرا بعضی خانوادههای نجیب به مرور زمان منقرض میشدند . . . در میان
طبقات عامه تفاوتهای بارزی بود هر یک از افراد مقامی ثابت داشت و کسی
نمیتوانست به حرفهای مشغول شود مگر آنچه از جانب خدا برای آن آفریده
شده بود [١] .
آقای سعید نفیسی میگوید :
از اختلافات دینی و طریقتی که بگذریم ، چیزی که بیش از همه در میان
مردم ایران نفاق افکنده بود امتیاز طبقاتی بسیار خشنی بود که ساسانیان در
ایران برقرار کرده بودند و ریشه آن در تمدنهای ( ایرانی ) پیشین بوده ،
اما در دوره ساسانی بر سختگیری افزوده بودند .
[١] ایران در زمان ساسانیان ، صفحات ٣٣٩ - . ٣٤١