خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢
بردار نیستند ، کوشش دارند از راههای مختلف این داستان را وسیله تبلیغ
قرار دهند . تبلیغ کتابسوزی در ایران و در اسکندریه تدریجا به صورت یک
" دستور " و یک " شیوه حمله " در آمده است .
شبلی نعمان در رساله " کتابخانه اسکندریه " میگوید :
" محققین نامی اروپا مانند گیبون ، کارلیل ، گدفری ، هکتور ، رنان ،
سیدلو و غیر اینها غالب روایات بیهودهای را که در اروپا راجع به اسلام و
مسلمین انتشار یافته بودند ، غلط و بی اساس دانسته و صراحتا آنها را رد
و انکار کردهاند ، ولی در تالیفات و روایات عامه هنوز از شهرت آنها
کاسته نشده است ، و باید دانست از میان شایعاتی که گفتیم یکی هم شایعه
سوزانیدن کتابخانه اسکندریه است اروپا این قضیه را با یک صدای غریب و
آهنگ مهیبی انتشار داده است که واقعا حیرت انگیز میباشد . کتب تاریخ
، رمان ، مذهب ، منطق و فلسفه و امثال آن هیچکدام از اثر آن خالی نیست
( برای اینکه این قصه در اذهان رسوخ پیدا کند در هر نوع کتاب به بهانهای
آنرا گنجانیدهاند ، حتی در کتب فلسفه و منطق ) حتی یک سال در امتحان
سالیانه او نیورسیته کلکته هند ( که تحت نظر انگلیسیها بود ) در اوراق
سؤالیه متعلق به منطق که چندین هزار نسخه چاپ شده ، حل مغالطه ذیل را
سؤال نموده بودند ؟ اگر کتابها موافق با قرآن است ضرورتی به آنها نیست
و اگر موافق نیست همه را بسوزان " [١] .
شبلی نعمان بعد این سؤال را طرح میکند که چه سیاستی در کار است ، آیا
این نوعی همدردی و دلسوزی درباره کتابهایی است که سوخته شده یا مطلب
دیگری در کار است ؟ اگر دلسوزی است چرا نسبت به کتابسوزیهای مسلم و
بسی مهیبتر که در فتح اندلس و جنگهای صلیبی وسیله خود مسیحیان صورت
گرفته هیچوقت دلسوزی نمیشود ؟ !
[١] شبلی نعمان ، کتابخانه اسکندریه صفحه . ٦