خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤
و علوم قرآن پرداختند و به استدلال و اجتهاد و استنباط تمسک جستند . . .
و از آنرو نه تنها کتابت را مکروه نشمردند ، بلکه آن را مستحب دانستند
و به احادیث زیرا که انس بن مالک از پیغمبر روایت کرد رجوع نمودند [١] .
آنچه جرجی زیدان به خلفای راشدین نسبت میدهد دروغ محض است ، نه
مسأله شهری شدن مطرح بوده است و نه مسأله منع از تدوین و تألیف که جرجی
زیدان فرع بر آن دانسته است . مسألهای که بوده است و جرجی زیدان و
دیگران به آن شاخ و برگ دادهاند . یکی ممنوعیت صحابه پیغمبر از خروج از
مدینه و توطن در نقطه دیگر است و دیگر منع از کتابت احادیث نبوی است
، و این هر دو مربوط است به خلیفه دوم نه به همه خلفای باصطلاح راشدین .
چنانکه میدانیم در قدیمترین کتب تاریخ اسلامی اختلاف نظر علی علیهالسلام و
بعضی دیگر از صحابه از یک طرف و عمر و بعضی صحابه دیگر از طرف دیگر در
مسأله کتابت حدیث ذکر شده است و ما بعدا درباره این موضوع سخن خواهیم
گفت . خود مسأله خروج از مدینه و توطن در نقطه دیگر چنانکه میدانیم
وسیله علی علیهالسلام که کوفه را دارالخلافه قرار داد و برخی صحابه دیگر
نقض شد . علیهذا سخن جرجی زیدان " اصلا " و " فرعا " بیاساس است .
ادوارد براون نیز مدعی است که در قرن اول هجری با اینکه شور علمی
مسلمانان فوقالعاده زیاد بود ، کتابی تدوین نشد ، کلیه معلومات سینه به
سینه و نسل به نسل شفاها منتقل میگشت و قرآن تقریبا تنها اثری بود که به
نثر عربی باقی بود . میگوید :
کسب علم ( در قرن اول هجری ) فقط به وسیله مسافرت میسر میشد و
سفرهایی که در طلب علم میکردند و در وهله اول نخست به مقتضای اوضاع و
احوال هر سفر جهات موجبهای داشت لکن به تدریج سفر رسم
[١] تاریخ تمدن اسلام ، جلد ٣ ، ترجمه فارسی ، صفحه . ٧٥