خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
حیات بشری است که بسیاری وابستگیهای بیهوده زندگی را از میان برد و بسیاری از بستگیهای جدید را که از هر زنجیر پولادین محکمتر بود در دل و فکر مردم آفرید این انقلاب به نام تمدن جدید نه تنها عربستان مرده و صحرای بی آب و علف ساکت و بی سر و صدایی را که مردمش بجز انگشت شماری ناشناس بودند به عربستان پر سر و صدایی که هزاران فرد آن به نامها و عناوین و برجستگیهای اخلاقی شناخته شدند تبدیل کرد ، بلکه فلسفه ها و اندیشه های نوینی برای شان آورد ، اگر چه پاره ای از ریشه های آن از تمدن دو کشور بزرگ مجاور آن ( ایران و روم ) آبیاری شده بود ، معذلک برای آن دو کشور هم بسیار تازگی داشت ، به منزله دروس نو آسمانی و فلسفه هایی از عدالت خواهی و پرهیزگاری علیه ستمگری و بیداد بود که مانند آبهای خنک و گوارائی در دل تشنه افراد آن و در مغز متفکر جویندگان آنها جایگزین گردید . این غلبه فکری بنام ( کذا ) کاری بزرگ اسلام بر اجتماعات و مردم آن دو کشور بزرگ و رسوخ تعلیمات دادخواهی در مردم ستمدیده آنها که راه شان از خلق بریده شده و فقط به سوی خالق بازمانده بود ، تنها به عنوان پیروزی پابرهنه ها بر چکمه پوشها و غلبه سلاح کهنه بر سلاح نو ، یا غلبه بی سلاحها بر سلاحداران نبود ، بلکه چنانکه گفتیم غلبه اندیشه نو و دادخواهی گروه مظلومان بر جمعیت ظالمان ، و پیروزی ستمدیدگان بر ستمگران بود این فکر و احساس در مردم آن کشورها چنان رسوخی کرد که برای برانداختن حکومتهای خودشان با پرچمداران آیین اسلامی هم آواز و همفکر شدند و آثار این غلبه معنوی امروز هم که یکهزار و چند صد سال از آن ظهور و پیدایش میگذرد در خانه یکایک افراد ملتهای ایمان آورده برقرار است ، در صورتی که از پیروزی جنگی و جنگاوران فاتح