خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
عمال ایرانی میشدهاند . عیسویان اصول دینی خود را در انجمنهایی که در
سنوات ٤١٠ و ٤٢٠ در پایتخت کشور ایران تشکیل یافت با حضور دو نفر
نماینده دولت امپراطوری بیزانس برقرار نمودند که یکی " ماروثا "
اسقف میافارقین بود و دیگر " آکاس " اسقف آمیدا . " فرعت " خطب
و مواعظ خود را در سختترین ایام جور و تعدی ، که نسبت به عیسویان در
زمان شاهپور دوم جاری بود ، نوشته است و معذلک اثری در این رسالات دیده
نمیشود حاکی از اینکه اجرای مراسم دیانت عیسوی در آن عهد به طور عادی و
بدون مانع جریان نداشته باشد . فشار همیشه متوجه علمای دین مسیح بوده اما
هیچ گفته نشده است که عامه مسیحیان را زجر یا مجبور به ارتداد نموده
باشند ظاهرا عیسویان چه در کشور ایران ، چه در دولت امپراطوری روم ، در
روابط حقوقی بین خود تابع قانون سریانی و رومی بودند که ظاهرا آن را با
عرف محل وفق میدادهاند کشتارهای بزرگ ندرتا اتفاق میافتاد و غالبا
عیسویان میتوانستند به آرامی تحت هدایت معنوی جاثلیقان و اسقفان خود
زیست کنند [١] .
بطور کلی مذهب مسیح به عنوان یک اقلیت مذهبی آزاد بوده است و در
عین حال مکرر از آزار مسیحیان در فواصل مختلف تاریخ یاد میشود ، و ظاهرا
بیشتر ریشه سیاسی داشته است یعنی اقلیت مسیحی ایران غالبا در کشمکشهای
ایران و امپراطوری روم به حکم وابستگی مذهبی جانب هم مذهبان خود را نگاه
میداشتهاند و به همین جهت مورد خشم سلاطین ایران قرار میگرفتهاند .
کریستن سن درباره یزد گرد اول میگوید :
. . . مسالمتی که یزدگرد اول در روابط خود با عیسویان اظهار میکرد
بلاشک معلول جهات سیاسی بود ، زیرا با استوار کردن بنیان
[١] ایران در زمان ساسانیان ، صفحه . ٣٢١