خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥
الذهب فی اخبار من ذهب ( ج ٤ ص ١٢٦ - ١٢٧ ) در زمان این مرد بزرگ
طلاب علوم دینی شیعه از اطراف و اکناف به سوی او میشتافتهاند ، و او
خود مردی پارسا و زاهد و عالم بوده است . عماد طبری گفته است اگر
صلوات بر غیر انبیا روا بود من بر این مرد صلوات میفرستادم او در سال
٥٤٠ درگذشته است [١] .
٧ - قاضی عبدالعزیز حلبی معروف به ابن البراج ، شاگرد سید مرتضی و شیخ
طوسی است ، از طرف شیخ طوسی به بلاد شام که وطنش بود فرستاده شد ،
بیست سال در طرابلس شام قاضی بود ، در سال ٤٨١ در گذشته است . کتابهای
فقهی او که بیشتر نام برده میشود یکی به نام مهذب است و دیگری به نام
جواهر .
٨ - شیخ ابوالصلاح حلبی ، او نیز اهل شامات است ، شاگرد سید مرتضی و
شیخ طوسی بوده و صد سال عمر کرده است . در ریحانةالادب مینویسد که او
شاگرد سلاربن عبدالعزیز آتیالذکر نیز بوده است . اگر این نسبت درست
باشد ، میبایست ابوالصلاح ، سه طبقه را شاگردی کرده باشد ! کتاب معروف
او در فقه به نام کافی است . در سال ٤٤٧ درگذشته است . اگر عمر او صد
سال بوده است و در ٤٤٧ هم وفات کرده باشد او از هر دو استادش
بزرگسالتر بوده است . شهید ثانی او را " خلیفة المرتضی فی البلاد
الحلبیة " خوانده است .
٩ - حمزه بن عبدالعزیز دیلمی معروف به " سلاردیلمی " در حدود سال ٤٤٨
تا ٤٦٣ درگذشته است ، شاگرد شیخ مفید و سید مرتضی است ، اهل ایران است
و در خسروشاه تبریز درگذشته است . کتاب معروف او در فقه به نام "
مراسم " است . سلار هر چند هم طبقه شیخ طوسی است نه از شاگردان او ، در
عین حال محقق
[١] قسمتهای مربوط به شیخ ابوالحسن فرزند شیخ ابوعلی ، از یادداشتی است که دوست عالیقدر ، دانشمند محترم آقای شیخ نصرالله شبستری تبریزی مرقوم فرمودهاند ، و ایشان آنرا از علامه سید محمد صادق آل بحرالعلوم در مقدمهای که بر رجال شیخ طوسی نوشتهاند نقل کردهاند .