خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
بحث درباره تکلیف فعلی ملتها نیست ، هدف کشف عوامل و عناصری است که وجدان ملی را میسازد و روابط و عواطفی بین دسته ای از مردم برقرار میکند تا یک ملت به وجود آید . دیدیم که عوامل متعارف زبان و فرهنگ و سوابق تاریخی و نژادی ، گرچه در مبادی تکوین یک ملت مؤثرند ، ولی نقش اساسی و همیشگی ندارند . بدین جهت است که می گوییم نقش این عوامل اصالت ندارد ، نه جوهر بلکه اعراضند . زیرا مردمی که یکزمان برای استقلال و حیثیت مبارزه میکردند ، پس از وصول به منظور ، به حسب انتظارات و داعیه هایی که در سر دارند ، با منافع و مطامع مورد نظرشان ، باز به دسته های حاکم و محکوم و بهره ور و محروم تقسیم میشوند و مبارزه ملی به صورت مبارزه داخلی و طبقاتی در میآید . جدایی و مبارزه ای که بین مردمی با یک فرهنگ و زبان و نژاد در میگیرد ، همان مردم و افرادی که قبلا وجدان جمعی در آنان به وجود آمده بود ، ولی اکنون که روابط عوض شده است ، وجدان جمعی هم میمیرد و محو میشود . پس به هر حال ، مایه و پایه تکوین یک واحد ملی یا یک ملت و ارتباط و پیوندی که بین عواطف و دلهای افراد برقرار میشود ، و در نتیجه آرمان و ایدهآلهای مشترکی به وجود میآورد چیست ؟ ما میبینیم در آن زمان که مردم الجزایر با استعمار فرانسه جنگ آزادیبخش خود را شروع کرده بودند ، یا اکنون که مردم فلسطین برای احیاء و احقاق حقوق و هستی انسانی خود مبارزه میکنند ، یا ویتنامیها و . . . عناصر متعارف ملیت از قبیل زبان مشترک و عناصر تاریخی و اقلیمی و اقتصادی در نزدیکی و تفاهم افرادشان مؤثر است ولی در عین حال میبینیم در اقصا نقاط عالم هم مردمی دیگر به همان اندازه یک الجزایری یا ویتنامی یا فلسطینی ، دلشان برای پیروزی آنان میتپد . نوعی وحدت و پیوند قلبی و آرمان همه این مردم مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد ، وحدتی که گاه دسته ای از افراد را وادار میسازد زن و فرزند و محیط و مملکت خود را فراموش کرده با طی هزاران فرسنگ راه به جمع آنان بپیوندند و حتی در آنجا شهید شوند . در حالی که نه زبان مشترکی دارند و نه فرهنگ و تمدن و سابقه تاریخی واحدی . شما اگر به سرگذشت این نهضتها رسیدگی کنید چه بسا اشخاص " بیگانهای " را از ملیتهای دیگر در آنها مییابید که قهرمانیهایی هم کردهاند تا پس از