خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١
و به علاوه نقلهای قرن هفتم که ریشه و منبع سایر نقلها است یعنی نقل عبداللطیف و ابوالفرج و قفطی در متن خود مشتمل بر دروغهای قطعی است که سند بی اعتبار آنها است . و علاوه بر همه اینها ، چه در مورد ایران و چه در مورد اسکندریه قرائن خارجی وجود دارد که فرضا این نقلها ضعف سندی و مضمونی نمیداشت آنها را از اعتبار می انداخت . ممکن است برای خواننده محترم این تصور پدید آید که ما درباره این مطلب به اطناب سخن راندیم و کار نقد را به اسراف کشاندیم ، همین مختصر که در اینجا گفته شد کافی بود و حداکثر اندکی بیشتر تفصیل داده میشد . تصدیق میکنم که اگر قصه کتابسوزی صرفا به عنوان یک حادثه تاریخی در محیط تحقیق بخواهد بررسی شود نیازی به اینهمه تفصیل ندارد . اما خواننده محترم باید توجه داشته باشد که این داستان را از محیط تحقیق و جو بررسی علمی خارج کرده و از آن یک " سوژه " برای " تبلیغ " ساختهاند برای محققین بی طرف اعم از مسلمان و غیر مسلمان بی اساسی این داستان امری مسلم و قطعی است ولی گروههائی که به نوعی خود را در تبلیغ این قصه ذی نفع میدانند دست