خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
واقعا اگر چنین باشد ایرانیان از پست ترین ملل جهانند ، ملتی که نتواند عقیده قلبی خود را در مقابل یک قوم فاتح حفظ کند ، شایسته نام انسانیت نیست . گاهی میگویند : ایرانیان چهارده قرن است که زیر یوغ عرب هستند یعنی با آنکه سیادت نظامی عرب یکصد سال بیشتر طول نکشید ، هنوز پشت ایرانیان از ضربتی که در چهارده قرن پیش خورده راست نشده است . زهی ضعف و ناتوانی و بی لیاقتی و بی عرضگی ، ملتهای نیمه وحشی افریقا پس از قرنها استعمار همه جانبه اروپایی زنجیرها را یکی پس از دیگری پاره میکنند و خود را آزاد مینمایند ، اما ملتی متمدن دارای سابقه فرهنگی کهن از قومی بیابانی شکست میخورد و طولی نمی کشد که قوم فاتح نیروی خود را از دست میدهد ، اما این ملت شکست خورده هنوز از خاطره شکست چهارده قرن پیش وحشت دارد ، روز بروز بیشتر فکر و آداب و رسوم و زبان قوم فاتح را علیرغم میل باطنی خود وارد زندگی خود میکند . گاهی میگویند ایرانیان از آنجهت شیعه شدند که در زیر پرده تشیع معتقدات و آداب کهن خویش را حفظ کنند ، در همه این مدت طولانی از روی نفاق و دورویی اظهار اسلام کردند و همه ادعاهای مسلمانی شان که تاریخ شان را پر کرده است و از هر قوم دیگر بیشتر بوده است دروغ محض است ، چهارده قرن است که دروغ میگویند و دروغ مینویسند و دروغ تظاهر میکنند . زهی بی شرافتی و نامردمی ! گاهی میگویند ریشه این همه گرایشها ، فداکاریها ، درک یک سلسله حقایق و معارف و سنخیت اسلام و تشیع با روح ایرانی نبوده است ، بلکه فقط یک پیوند زناشویی بوده است ، این ملت فقط به خاطر یک پیوند زناشویی مسیر زندگی و فرهنگ خویشرا تغییر داد . زهی بی اصالتی و بی ریشگی .