خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠
و ثانیا خود ابوریحان در مقدمه کتاب " صیدله " یا " صیدنه " که
هنوز چاپ نشده درباره زبانها و استعداد آنها برای بیان مفاهیم علمی بحث
میکند و زبان عربی را بر فارسی و خوارزمی ترجیح میدهد ، و مخصوصا درباره
زبان خوارزمی میگوید : این زبان به هیچوجه قادر برای بیان مفاهیم علمی
نیست ، اگر انسان بخواهد مطلبی علمی با این زبان بیان کند ، مثل اینست
که شتری بر ناودان آشکار شود [١] .
بنابراین اگر واقعا یک سلسله کتب علمی قابل توجه به زبان خوارزمی
وجود داشت ، امکان نداشت که ابوریحان تا این اندازه این زبان را غیر
وافی معرفی کند . کتابهائی که ابوریحان اشاره کرده یکعده کتب تاریخی بود
و بس . رفتار قتیبه بن مسلم با مردم خوارزم که در دوره ولید بن
عبدالملک صورت گرفته نه در دوره خلفای راشدین ، اگر داستان اصل داشته
باشد و خالی از مبالغه باشد [٢] رفتاری ضد انسانی و ضد اسلامی بوده و با
رفتار سایر فاتحان اسلامی که ایران و روم را فتح کردند و غالبا صحابه رسول
خدا و تحت تاثیر تعلیمات آن حضرت بودند تباین دارد علیهذا کار او را
که در بدترین دورههای خلافت اسلامی ( دوره امویان ) صورت گرفته نمیتوان
مقیاس رفتار مسلمین در صدر اسلام که ایران را فتح کردند قرار داد .
به هر حال آنجا که احتمال میرود که در ایران تاسیسات علمی و کتابخانه
وجود داشته است ، تیسفون یا همدان ، یا نهاوند ، یا اصفهان ، یا استخر ،
یا ری ، یا نیشابور ، یا آذربایجان است ، نه خوارزم . زبانی که احتمال
میرود به آنزبان
[١] رجوع به کتاب " بررسیهائی درباره ابوریحان بیرونی " نشریه دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، مقاله آقای مجتبی مینوی . [٢] آقای دکتر زرین کوب در " کارنامه اسلام " ( ٣٦ ) اصل قصه را مشکوک دانستهاند .