خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤
از ظاهر سخن فارابی که قبلا از عیون الانباء نقل کردیم برمیآید که یوحنا به
بغداد نیامده است .
٤ - ابوالعباس محمد بن محمد ایرانشهری نیشابوری . از این شخص اطلاع
صحیحی در دست نیست ، ابوریحان بیرونی درالاثار الباقیه و ناصر خسرو در
زاد المسافرین از او یاد کردهاند ، گویند برخی عقائد فلسفی محمدبن زکریای
رازی درباره قدم مکان و هیولا متخذ از او است و هم میگویند مدعی نبوت و
پیامبری عجم بوده است [١] ایرانشهری معلوم نیست از گروه پیروان و
شاگردان کندی است یا از گروه قویری و ابن حیلان و مروزی ، و یا خود مستقل
از همه اینها است و بگروه سومی وابسته است .
از آنچه تاکنون گفته شد معلوم شد تا حدود اوائل قرن چهارم دو نحله
فلسفی وجود داشته است . نحلهای که از کندی آغاز شده است که شامل تعلیم
منطق و فلسفه و طب و نجوم و موسیقی و غیره بوده است و نحله حرانیها که
ظاهرا در ابتدا از منطق تجاوز نمیکرده است .
طبقه سوم
در این طبقه پنج نفر قابل ذکرند : ١ - ابوبکر محمدبن زکریای رازی که به " جالینوس العرب " اشتهار یافته است . بیشتر شهرت و هم تخصص وی در طب است . در این فن از طراز اول تاریخ شمرده میشود ، برخی او را در طب عملی و تجربی بر بوعلی ترجیح دادهاند . در سال ٢٥١ متولد شده و در سال ٣١٣ در گذشته است ، قبلا گفتیم که ابنالندیم او را شاگرد بلخی شمرده است و احتمالا این بلخی همان ابوزید بلخی شاگرد کندی است ، علیهذا رازی شاگرد شاگرد کندی است . قرائن دیگری بدست آمده[١] مقدمه ترجمه السیره الفلسفیة رازی به قلم دکتر مهدی محقق .