خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦
و فلسفه خود را مبنی بر اینکه روح ایرانی روح مزدیسنایی است بر همین
اساس قرار میدهد ، ولی همه میدانیم که امروز دیگر نژادی باقی نمانده که
بتوان دم از نژاد زد . اختلاط اقوام ترک و مغول و عرب و حتی یونانی و
هندی و غیره با اقوام قدیم ایرانی آن قدر زیاد است و امتزاجها به سبب
ازدواجها به قدری فراوان است که احدی نمیتواند ادعا کند من از نظر نژاد
ایرانیم ، مثلا معلوم نیست خود پور داود واقعا از نظر نژاد و تخمه به کجا
وابسته است شاید از طرف پدر فی المثل عرب اموی و از طرف مادر مغول
چنگیزی باشد ، جز خدا کسی نمیداند .
زبان نیز مانند نژاد است . بگذریم از اختلاط لغتها ، زبان فارسی امروز
ایران زبان قسمتی از مردم ایران قدیم است ، نه همه مردم ایران و با زبان
قدیم ایران خصوصا زبان اوستا ، از زمین تا آسمان متفاوت است .
باقی میماند فقط اقلیم و منطقه که آن هم به قول خود پورداود : سرزمین
کنونی ما پارهای است از سرزمین بزرگ اصلی .
نتیجه اینکه مطابق فلسفه پورداود ، همه معجزهها در آب و خاک نهفته
است و جنس و فصل روح ایرانی عبارت است از آب و خاک و هوای ایران و
نه چیز دیگر ، اینکه روح ایرانی را تعلیمات مزدیسنایی تشکیل میدهد از آن
جهت است که مزدیسنا با همه خرافات و اوهام که نمونهاش را دیدیم معلول
و مولود همین آب و خاک است .
پور داود مدعی است :
زندگی و طرز فکر ، مانند نژاد و زبان ما دنباله زندگی و اندیشه و نژاد
و زبان مردمانی است که خود نیاکان ما در چند هزار سال پیش به شماراند [١] .
من میگویم زندگی و طرز فکر ما ، مانند نژاد و زبان ما و خیلی بیشتر از
نژاد و زبان ما بکلی دگرگون شده و تحول یافته است . استعداد و هوش
خداداد
[١] همان مدرک .