خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١
تا چه رسد که در آن رواق تدریس کرده باشد بلکه اساسا اسکندریه بعد از
ارسطو تاسیس شده ، زیرا اسکندریه بعد از حمله اسکندر به مصر تاسیس شد .
طرح این شهر در زمان اسکندر ریخته شد و شاید هم در زمان او آغاز به
ساختمان شد و تدریجا به صورت شهر در آمد . ارسطو معاصر اسکندر است .
پس خواه عبداللطیف شخصا به این نقل اعتماد داشته و خواه نداشته است
این نقل ضعف مضمونی دارد یعنی مشتمل بر مطلبی است که از نظر تاریخی
قطعا دروغ است و آن تدریس ارسطو در رواق است . اگر یک نقل و یک
روایت مشتمل بر چند مطلب باشد که برخی از آنها قطعا دروغ باشد نشانه
اینست که باقی هم از همین قبیل است ، سوخته شدن کتابخانه اسکندریه
وسیله مسلمین از نظر اعتبار نظیر تدریس ارسطو در آن محل است .
پس نقل عبداللطیف هم ضعف سند دارد ، زیرا فاقد سند و مدرک است ، و
هم ضعف مضمونی دارد زیرا مشتمل بر یک دروغ واضح است ، و هم ضعف بیانی
دارد ، زیرا به گونهای بیان شده که نشان میدهد خود او هم به آن اعتماد
ندارد .
علاوه بر همه اینها ، اگر عبداللطیف در عصر فتح اسکندریه میزیست ، (
قرن اول هجری ) و یا لااقل در عصر مورخینی میزیست که فتوحات اسلامی از
جمله فتح اسکندریه را بطریق روایت از دیگران در کتب خود گرد آوردهاند (
قرن دوم تا چهارم هجری ) این احتمال میرفت که اتفاقا عبداللطیف با
افرادی برخورده که بی واسطه یا مع الواسطه شاهد جریان بودهاند و برای
عبداللطیف نقل کردهاند ، و دیگران به چنین افرادی برنخورده اند ولی
عبداللطیف کتاب خود را در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم تالیف کرده
است [١] یعنی با حادثه فتح اسکندریه که در حدود سالهای ١٧ و ١٨ هجری
واقع شده نزدیک به ششصد سال
[١] در سال ٦٠٣ از تالیف آن فارغ شده است شبلی نعمان ، رساله " فتح اسکندریه " صفحه . ٢٨