خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
پیروزی آنان جزو همانها باقی بمانند و با آنان ملت نوینی بسازند . از طرف دیگر ، در داخل یک کشور جماعت گوناگونی را مییابید که از یک نژاد و اسلاف و با یک زبان و سنت و فرهنگ و شرایط جغرافیایی هستند ، ولی ابدا با هم پیوند و ارتباطی ندارند ، آرمانهای عالی و آینده آنان با هم تطابقی ندارد و متناقض است ، اگر روابطی هست فقط ظاهری و مکانیکی و در قالب احتیاجات روزمره زندگی است . چه بسیار جنگها که دولتها و هیأتهای حاکمه در بسیاری از کشورها با هم داشته اند ولی توده مردم از آن بیخبر و نسبت بدان کاملا بی تفاوت بودند . در تاریخ کشور ما نمونه ها و شواهد زیادی از این بی تفاوتی مشاهده میشود . بسیار اتفاق افتاده است که هندی یا آفریقایی برای پیروزی مردم فلسطین یا الجزیره یا ویتنام . . . علاقه مندی و شور و حرارت بیشتری به خرج میدهند ، پس این مرزهای تاریخی و جغرافیایی و سیاسی و رنگ و زبان نه میتواند مرز بین افراد آدمی شود و نه مایه پیوند افراد گردد .
درد مشترک
این مردمی که در اطراف و اکناف عالم ارتباطات قلبی و آرمانی با یکدیگر پیدا میکنند ، چه چیز مشترکی دارند که آنان را به هم پیوند میدهد ، و در مقابل ، آنان را از همسایهها و هموطنهای خود میبرد ؟ این عامل درد مشترکی است که آنها دارند : درد از ظلم و تجاوز و استعمار . اتفاقا پیدا شدن و تولد ناسیونالیسم ملتها کاملا مصادف با زمانی بوده است که توده مردمی یک احساس درد یا خلاء عمومی و مشترک کردند ، ناسیونالیسم آلمانی همان زمان متولد شد که از تبعیضها و دخالت فرانسویان احساس درد کردند ، ناسیونالیسم ایتالیا یا مجار یا هند یا هندوچین و الجزایر نیز زمانی به وجود آمدند که یک احساس خلاء و درد ، همه یا اکثریتی از مردم را فرا گرفت . محققان غربی تاریخ ایران میگویند در حقیقت ناسیونالیسم یا احساس جمعی ملیت در ایران از زمانی متولد شد که نهضت تحریم تنباکو به راه افتاد ، یعنی آن زمان که جماعتی از مردم ایران احساس درد