خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
را که مأمور مواظبت امور و مباشرت خدمات معبدها و هیکلها بودند از دم
تیغ گذراندند و کتب فضلای ملت اعم از آنکه در مطلق علوم نوشته شده بود
یا در تاریخ و مسائل مذهبی با کسانی که اینگونه کتابها در تصرف ایشان
بود در معرض تلف آوردند ، عرب متعصب به جز قرآن در آن ایام نه کتابی
میدانست و نه میخواست بداند . موبدان را مجوس و ساحر میدانستند و کتب
ایشان را کتب سحر مینامیدند . از حال کتب یونان و روم میتوان قیاس کرد
که کتب مملکتی مثل ایران چقدر از آن طوفان باقی خواهد ماند [١] .
آنچه این به اصطلاح مورخ میگوید خیلی تازگی دارد ، زیرا در هیچ سند و
مدرک تاریخی یافت نمیشود ، ناچار باید فرض کنیم که این مورخ به سند و
مدرکی دست یافته که چشم هیچ حلالزادهای آن را ندیده و دست احدی به آن
نرسیده و مصلحت هم نبوده است که آن سند و مدرک افشا شود . آری ناچاریم
چنین فرض کنیم زیرا اگر چنین فرض نکنیم ناچاریم خدای ناخواسته در حسن
نیت و کمال صداقت و نهایت راستگویی این مورخ عظیم الشأن که البته هیچ
مأموریتی از طرف وزارت امور خارجه انگلستان برای تألیف این کتاب
نداشته است اندکی تردید روا داریم و چنین چیزی چگونه ممکن است ؟
آنچه این مورخ در اسناد و مدارک غیر مرئی که جز در آرشیو وزارت امور
خارجه انگلستان پیدا نخواهد شد ، یافته است اینست که اولا بر خلاف گفته
همه مورخین ، ایرانیان در دفاع از ملک و مذهب خویش پایداری و لجاج
مینمودند و با آن همه پایداریها و لجاجها و با آن جمعیت فراوان که بالغ
بر صد و چهل میلیون در آن عصر تخمین زده شده است و با آن همه ساز و
برگها از یک جمعیت چهل پنجاه هزار نفری عرب پا برهنه که از لحاظ عدد
کمتر از یک دهم سربازان تحت السلاح ایران بودند و از لحاظ ساز و برگ
جنگی طرف مقایسه نبودند و به فنون جنگی
[١] به نقل کتاب مزدیسنا و ادب فارسی ، صفحه . ١٣