خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠
غنا و موسیقی در ایران سابقه طولانی دارد ، مردم این مرز و بوم با آن
مأنوس بودند در کتاب تاریخ ایران مشیرالدولة [١] مینویسد :
بهرام گور از هند دوازده هزار را مشگر آورد .
فجرالاسلام از تاریخ حمزه اصفهانی نقل میکند :
بهرام دستور داد مردم نصف روز کار کنند و نیمی دیگر را به عیش و
عشرت بگذرانند ، باده بنوشند و نوای موسیقی بنوازند ، از اینرو مقام
آوازه خوانان اوج یافت . روزی بر گروهی عبور کرد که مینوشیدند ولی
نمینیوشیدند ، پرسید کو آوازهخوان ؟ جواب دادند میخواستیم از وجودشان
استفاده کنیم ، اما هزینهشان به واسطه کمیابی زیاد است ، بهرام نامهای
به پادشاه هند نوشت و رامشگر خواست ، دوازده هزار رامشگر از هند آمدند
و بهرام آنها را به شهرهای ایران تقسیم نمود .
عرب با موسیقی و غنا جز به صورت بسیط و سادهاش آشنا نبود ، پس از
امتزاج با ایرانیان ، لهو و غنا به سرعت انتشار یافت . عجب این است
که سرزمین حجاز از خود سرزمینهای عراق و شام که مرکز اصلی این صنعت بود
جلو افتاد . حجاز از نیمه دوم قرن اول هجری هم مرکز فقه و حدیث بود و هم
مرکز لهو و موسیقی . امرا و حکام و متمکنین اموی سخت از لهویات ترویج
میکردند و به آنها سرگرم بودند . برعکس ، ائمه اهلالبیت علیهالسلام
شدیدا مخالفت کردند که در فقه و حدیث شیعه منعکس است .
از ائمه اطهار که بگذریم ، اگر مطلب را در سطح عامه مردم بررسی کنیم
میبینیم توده مسلمان ایرانی و همچنین علمای ایرانی نژاد ، با آنهمه سوابق
ملی در این کار ، بیش از توده عرب و علمای عربی نژاد ، عکسالعمل
مخالف نشان دادند .
[١] صفحه . ٢٠١