خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦
آقای دکتر معین در صفحه ٢٢ که میخواهند زرتشتیان را در دوره اسلامی خیلی
مظلوم جلوه دهند چنین میگویند : " گروه دیگر که با حفظ آیین مزدیسنا در
میهن خویش باقی ماندند ، ناچار متحمل رفتارهای خشن و ناشایست ملت
غالب و هم میهنان خود گردیده همواره مورد تحقیر و اهانت و مجبور به
نهفتن عقاید و آیین اجدادی خویش بودند و در اجرای آداب و مراسم دین ،
آزادی نداشتند و روزگار به تلخی میگذرانیدند مؤلف تاریخ سیستان گوید :
زیاد بن ابیه ربیع را معزول کرد از سیستان و عبدالله بن ابی بکره را به
سیستان فرستاد ( در سال ٥١ هجری ) و او را فرمان داد که چون آنجا شوی
شاپور ( کذا ) همه هربدان را بکش ، و آتشهاء گبرکان برافکن . پس او به
سیستان شد بر این جمله و دهاقین و گبرکان سیستان قصد کردند که عاصی گردند
بدین سبیل " .
آقای دکتر معین داستان را تا همین جا نقل میکنند و تتمهاش را در اینجا
نقل نمیکنند ایشان این شاهد تاریخی را برای این مدعا میآورند که زردشتیان
در اجرای مراسم دینی آزادی نداشتند و مجبور بودند که عقاید و آیین اجدادی
خویش را مخفی کنند .
تتمه این تاریخچه که خود ایشان در جای دیگر کتابشان [١] نقل کردهاند
این است که مسلمانان سیستان با این فرمان زیاد به مخالفت برخاستند و
گفتند این فرمان بر خلاف سیرت پیغمبر و خلفای راشدین است و بر ضد
تعلیمات اسلامی است مسئله به خود خلیفه که در شام بود ارجاع شد ، جواب
آمد که زردشتیان " معاهد " میباشند و خون و مال معاهد محترم است و کسی
حق تعرض به آنها را ندارد .
نیز خود آقای دکتر معین در جای دیگر کتاب خود [٢] از همان تاریخ
سیستان نقل میکنند که در سال ٤٦ هجری ( پنج سال قبل از این واقعه ) "
ربیع الحارثی بیامد به سیستان و سیرتهاء نیکو نهاد و مردمان را [٣] جبر
کردند تا علم
[١] صفحه . ٤٦٣ [٢] صفحه . ٢٧ [٣] یعنی مسلمانان را .