خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
استقلال و رهایی از استعمار هستند که در این کشورها گاه ، آرمانهای اصلی و اساسی انسان در عواملی نظیر سنتها و تاریخ و زبان مشترک پیاده میشوند ، ولی به محض وصول بدان هدفها ، یعنی در صبحگاه استقلال باز وجوه تفرقه و تنازع ظاهر میشود . اغنیای ملت که تا دیشب برای استقلال جانفشانی میکردند ، پس از استقلال راهشان از توده فقیر جدا میشود : آن یک در پی کسب و تحکیم مقام و موقع سیاسی و اقتصادی و بهره برداری از محرومیتها و رنجهای گذشته میافتد و این یکی به مقاومت و مبارزه برای کسب حقوق خویش و بالاخره جدایی و مبارزه و تفکیک و صف بندی جدید ، و بدین ترتیب ، همین ملت به دو یا چند " طبقه " که آرمانهای متضاد دارند ، تقسیم میشوند ، در حالی که افراد این طبقات همگی دارای یک زبان و یک سلسله رسوم و فرهنگ و تاریخ هستند . و شواهد بسیاری از مبارزات طبقاتی و مذهبی درون ملتهای موجود در دست داریم که همگی حاکی از عدم اصالت دایمی عوامل زبان و تاریخ و سنن و فرهنگ هستند . استقلال سیاسی که پیاده شده و مهبط احساسات ناسیونالیستی و وجدان جمعی ملتها و آرمان مشترک آنها بوده و هست ، امروزه لااقل برای کشورهای دنیای سوم ، با وجود و حضور استعمار جهانی ، فروغ و معنای خود را از دست داده است . در بسیاری از کشورهای نو استقلال یا قدیم الاستقلال ، سازمان سیاسی و حتی سازمان حاکمه جامعه در زیر لباس خودی نماینده بیگانه و آتش بیار منافع و مصالح بیگانگان است ، نمایندهای که به اسلحه استقلال و حکومت ملی مجهز شده است ، ولی همین سازمان های سیاسی و هیأتهای حاکمه خود از اهالی همان کشورهاست و با مردم آنجا دارای زبان و سابقه تاریخی و سنن مشترک هستند . در کشورهای پیشرفته و قدرتمند جهان امروز نیز مفهوم استقلال سیاسی و مرزبندیهای جغرافیایی مفهوم اولیه خود را از دست داده ، به صورت دسته بندیهای منطقه ای در آمده است . این موضوع حاکی از آن است که اینگونه کشورها به خاطر مصالح جدیدی که برایشان مطرح شده است اختلافات زبانی و سنتی و فرهنگی و نژادی سابق خود را ناچیز و غیر اصیل یافته اند و این اتحاد در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز ، به نحو بارزتری ، شکل پیدا کرده است . غرب امروز به لحاظ فرهنگ و اقتصاد به صورت یکپارچه در برابر دنیای سوم قرار گرفته