خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
خود عمل کرده است ، مثلا نازیسم آلمان و صهیونیزم یهود رنگ ملیت بالخصوصی دارد ، اگر افراد یک ملت دیگر بخواهند آن را بپذیرند بر خلاف ملیت خود عمل کردهاند . اما اگر آن چیز رنگ مخصوص نداشته باشد ، نسبتش با همه ملتها علی السوا باشد ، شعارهایش شعارهای کلی و عمومی و انسانی باشد و ملت مورد نظر هم آن را پذیرفته باشد ، آن چیز اجنبی و بیگانه و ضد ملی شمرده نمی شود و به قول طلاب : " لا بشرط یجتمع مع الف شرط " یعنی یک طبیعت بی رنگ با هر رنگی قابل جمع است ، اما طبیعت بشرط شیء ، یعنی طبیعتی که رنگ بخصوصی دارد با هیچ رنگداری جمع نمیشود . به همین دلیل حقایق علمی به همه جهانیان تعلق دارد : جدول فیثاغورس و نسبیت اینشتاین به قوم معینی تعلق ندارد و با هیچ ملیتی منافات ندارد ، برای اینکه این حقایق بی رنگ است ، و رنگ و بوی قوم و ملت مخصوصی را ندارد . به این دلیل ، دانشمندان و فیلسوفان و پیامبران به همه جهانیان تعلق دارند ، که عقاید و آرمانهای آنها محصور در محدوده یک قوم و ملت نیست . خورشید از ملت خاصی نیست و هیچ ملتی نسبت به آن احساس بیگانگی نمی کند ، زیرا خورشید به همه عالم یک نسبت دارد و با هیچ سرزمینی وابستگی مخصوص ندارد . اگر بعضی از سرزمینها کمتر از نور خورشید استفاده میکنند ، مربوط به وضع خودشان است ، نه به خورشید ، خورشید خود را به سرزمینی معین وابسته نکرده است . پس معلوم شد صرف اینکه یک چیزی از میان یک مردمی برخاسته باشد ، ملاک خودی بودن آن نمیشود . و صرف اینکه چیزی از خارج مرزها آمده باشد ، ملاک اجنبی بودن و بیگانه بودن آن نمیشود . همچنانکه سابقه تاریخی ملاک عمل نیست ، یعنی ممکن است ، ملتی قرنها