خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
دو مزیل " اعتقاد به ثنویت از خصوصیات طرز تفکر ایرانی است " . عمده این است و مخصوصا باید بدانیم که خود زردشت که اصلاحاتی در عقائد آریاییها به عمل آورد ، چگونه تفکری در این زمینه داشته است ؟ آیا موحد بوده یا ثنوی ؟ اگر اوستای ساسانی را ملاک قرار دهیم شک نیست که زردشت ثنوی بوده است ، ولی همچنانکه قبلا گفتیم ، محققان تنها قسمت مختصر " گاتها " را قدیمی و از آن زردشت میدانند ، و قسمتهای دیگر را الحاقی میشمارند . مندرجات گاتها هر چند صراحت تمام ندارد ولی به توحید از ثنویت نزدیکتر است . توحید مراتبی دارد : توحید ذات ، توحید صفات ، توحید افعال ، توحید در عبادت ، توحید ذات عبارت است از بیمانندی ذات حق از لحاظ وجوب وجود و قدم ذاتی و استقلال و لایتناهی بودن ، همه ما سوا اعم از مجرد و مادی ممکن بالذات و حادث بالذات است و قائم به او و محدود است . « لیس کمثله شیء ٠ و له المثل الاعلی ». توحید صفاتی عبارت است از اینکه همه کمالات ذات عین ذات است ، اگر عالم یا قادر یا حی یا نور است به معنی این است که عین علم و قدرت و حیات و روشنایی است ، او به تمام معنی احد و واحد و فرد است . لازمه وجوب ذاتی و لایتناهی بودن ذات حق این است که هیچ غیری و ثانیی برای او و در مرتبه او فرض نمیشود به عبارت دیگر : لازمه کمال ذاتی حق عینیت صفات با ذات است ، مغایرت صفات ذات با ذات مستلزم محدودیت ذات است یعنی تنها در مورد امور متناهی و محدود فرض صفت مغایر با ذات ممکن است . توحید در افعال عبارت است از اینکه موثر و فاعل حقیقی در نظام موجودات منحصرا ذات او است هر فاعل و مؤثری به خواست او و به مشیت او فاعل و مؤثر است . هیچ موجودی اعم از مجرد یا مادی . با اراده یابی اراده از خود استقلال ندارد نظام علت و معلول تنها مجرای اراده و مشیت ذات حق است ، هستی ملک او