خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦
ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض
متفرق ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجهای مخفی و مستور مانده
است که به هیچ وجه وسیلهای برای شناختن حقایق امور در آن کشور بعد از
ظهور اسلام در دست نیست " [١] ایضا ابوریحان در همان کتاب نویسد :
" و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و
هربدان ایشانرا بکشت و کتب و نوشتههای آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم امی
ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا
کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور
جزئی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه
آنان باقیماند [٢] .
٦ - داستان کتابسوزی عبدالله بن طاهر که دولتشاه سمرقندی در تذکره
الشعرا آورده است .
اینها مجموع به اصطلاح دلائلی است که مرحوم دکتر معین بر کتابسوزی در
ایران اقامه کرده است ، در میان این ادله تنها دلیل چهارم که از زبان
ابن خلدون نقل شده به علاوه با داستان کتابسوزی اسکندریه که ابن العبری و
بغدادی و قفطی آنرا نقل کردهاند و با آنچه حاجی خلیفه در کشف الظنون
آورده مورد تایید قرار گرفته است قابل بررسی است .
دلیل هفتمی هم هست که مرحوم دکتر معین متعرض آن نشده ولی جرجی زیدان
و بعضی نویسندگان ایرانی فراوان آنرا یاد آوری میکنند و دلیل بر ضدیت
عرب با کتاب و کتابت و علم گرفته میشود . و آن اینکه خلیفه دوم به
شدت جلو کتابت و تالیف کتاب را گرفته و با طرح شعار " حسبنا کتاب
الله " ( ما را قرآن بس
[١] نقل از پور داود دریشتهاج ٢ صفحه ٢١ - ٢٣ عبارت از محمد قزوینی است . [٢] نقل از الاثار الباقیه ، چاپ لیدن صفحه . ٣٠