خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩
مسلمین بیندازند . ولی ماخذ شایعه ای که ابن خلدون اشاره کرده است ، علی الظاهر " شعوبیه " اند . خود ابن خلدون نیز خالی از تمایل شعوبی و ضد عربی نیست ، شعوبیان ایرانی شعارشان این بود : " هنر نزد ایرانیان است و بس " از ظاهر عبارت ابن خلدون شاید بشود استفاده کرد که میخواسته اند مدعی شوند همه علوم یونان از ایران است ، در صورتی که میدانیم اسکندر در زمان ارسطو به ایران حمله کرد و تمدن و فرهنگ یونان ، در آن وقت در اوج شکوفائی بود . مطلب دیگر اینست که آنچه تاکنون از ابن خلدون نقل شده از مقدمه او است که کتابی است فلسفی و اجتماعی . تاکنون ندیده ایم که این مطلب را کسی از خود تاریخ او که به نام " العبر و دیوان المبتدا و الخبر " است کسی نقل کرده باشد . ابن خلدون اگر برای این قصه ارزش تاریخی قائل بود باید در آنجا نقل کرده باشد . متاسفانه تاریخ ابن خلدون در اختیارم نیست ، ولی اگر چیزی در آنجا میبود بسیار بعید است که رندان غافل مانده باشند . اگر چنین مطلبی در خود تاریخ ابن خلدون بود از آنجا نقل میشد و نه از مقدمه ، باید به خود تاریخ ابن خلدون مراجعه شود . در مورد کتابخانه اسکندریه : علاوه بر نبودن ماخذ و علاوه بر اینکه ناقلها به صورت فعل مجهول که نشانه بی اعتمادی است نقل کردهاند ، یک سلسله قرائن خارجی هم بر دروغ بودن قضیه بود از آن جمله اینکه تاریخ میگوید این کتابخانه قرنها قبل از اسلام به باد رفته است . در مورد کتابسوزی ایران نیز برخی قرائن خارجی در کار است . یکی اینکه اساسا تاریخ وجود کتابخانهای را در ایران ضبط نکرده است . برخلاف کتابخانه اسکندریه که وجود چنین کتابخانه در سالهای میان سه قرن قبل از میلاد تا حدود چهار قرن بعد از میلاد قطعی تاریخ است . اگر در ایران کتابخانههائی