خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
دیگران را بر خواهد انگیخت ، فورا به آن جوان فرمود که چرا نگفتی منم
یک جوان انصاری [١] یعنی چرا به چیزی که به آیین و مسلک مربوط است
افتخار نکردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان کشیدی .
در جای دیگر پیغمبر اکرم فرمود : « الا ان العربیة لیست باب والد و
لکنها لسان ناطق فمن قصر به عمله لم یبلغ به حسبه » ، یعنی عربیت پدر
کسی به شمار نمی رود و فقط زبان گویایی است ، آنکه عملش نتواند او را
به جایی برساند حسب و نسبش هم او را به جایی نخواهد رساند .
در روضه کافی مینویسد : " روزی سلمان فارسی در مسجد پیغمبر نشسته بود
، عده ای از اکابر اصحاب نیز حاضر بودند ، سخن از اصل و نسب به میان
آمد هر کسی درباره اصل و نسب خود چیزی میگفت و آن را بالا میبرد ، نوبت
به سلمان رسید ، به او گفتند تو از اصل و نسب خودت بگو ، این مرد
فرزانه تعلیم یافته و تربیت شده اسلامی به جای اینکه از اصل و نسب و
افتخارات نژاد سخن به میان آورد ، گفت : " انا سلمان بن عبدالله " ،
من نامم سلمان است و فرزند یکی از بندگان خدا هستم ، " کنت ضالا فهد
انی الله عزوجل بمحمد " گمراه بودم و خداوند بوسیله محمد مرا راهنمایی
کرد " و کنت عائلا فاغنانی الله بمحمد " فقیر بودم و خداوند به وسیله
محمد مرا بی نیاز کرد ، " و کنت مملوکا فاعتقنی الله بمحمد " ، برده
بودم و خداوند به وسیله محمد مرا آزاد کرد . این است اصل و نسب و حسب
من .
در این بین رسول خدا وارد شد و سلمان گزارش جریان را به عرض آن حضرت
رساند و رسول اکرم رو کرد به آن جماعت که همه از قریش بودند و فرمود :
"²یا معشر قریش ان حسب الرجل دینه ، و مروئته خلقه ، و اصله عقله »".
یعنی ای گروه قریش ، خون یعنی چه ؟ نژاد یعنی چه ؟ نسب افتخار آمیز
[١] سنن ابی داودج ٢ ص . ٦٢٥