خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٤
بدانند و مجذوب زبان قرآن گردند و زبان اصلی خویش را به طاق فراموشی
بسپارند منحصر به ایرانیان نبود که زبان قدیم خویش را پس از آشنایی با
نغمه آسمانی قرآن فراموش کردند ، همه ملل گرونده به اسلام چنین شدند ، و
چنانکه مکرر گفتهایم اگر کوشش عباسیان که سیاست ضد عرب داشتند نبود ،
زبان فارسی امروز که با زبانهای قبل از اسلام متفاوت است پدید نمیآمد .
خلفای عباسی بهترین مشوق این زبان بودند ، آنها مایل نبودند که زبان عربی
درمیان توده ایرانی رایج گردد .
بنیالعباس شعوبیان را که ضد عرب بودند و در مطاعن و مثالب عرب
کتاب تألیف میکردند تأیید و تقویت مینمودند . علان شعوبی کتابی در
بدیهای عرب و صفات نکوهیده آنان نوشت در حالی که کارمند رسمی هارون و
مأمون بود و در بیت الحکمة برای آنها کتاب استنساخ میکرد و مزد میگرفت
همچنین سهل بن هارون شعوبی که شدیدا ضد عرب بود و علیه عرب کتاب نوشت
مدیر بیتالحکمه هارونی و مأمونی بود [١] ، همچنانکه قبلا در فصل مربوط
به زبان فارسی گفتیم ، مأمون اول حاکمی است که شاعری پارسی گوی را
فوقالعاده تشویق کرده است .
آری آن بود علت خاموشی گزیدن ایرانیان از پارسی گویی ، و این بود علت
رواج ثانوی این زبان . و البته همچنانکه باز هم گفتهایم رواج ثانوی زبان
فارسی ، به هیچ وجه جای تأسف نیست ، بلکه جای شکر است : هر زبانی از
خود لطف و زیبایی خاص دارد . زبان فارسی از برکت لطف و زیبایی خود و
هم از همت و ایمان ایرانیان پارسی گوی خدمات بسیار ارزندهای به اسلام
کرده است .
ادوارد براون منصفانه خود را از غرضرانیهای امثال سرجان ملکم برکنار
میدارد ، وی میگوید :
" دو کتاب تاریخ ایران است که انگلیسها بیشتر با آن آشنا
[١] ترجمه تاریخ تمدن جرجی زیدانج ٣ ص ٣١٠ - . ٣١١