خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
دارد از آنها زن بگیرد و آنها حق ندارند از عرب زن بگیرند ، عرب از آنها ارث ببرد و آنها از عرب ارث نبرند . حتی الامکان حقوق آنها کمتر داده شود ، کارهای پست به آنها واگذار شود ، با بودن عرب غیر عرب امامت جماعت نکند ، در صف اول جماعت حاضر نشوند ، مرزبانی و قضاوت را به آنها وا مگذار . اما وقتی که میان یک زن عرب و یک زن ایرانی اختلاف واقع میشود و کار به آنجا میکشد که به حضور علی علیه السلام شرفیاب میشوند و علی میان آندو هیچگونه تفاوتی قائل نمیشود و مورد اعتراض زن عرب واقع میشود ، علی دست میبرد و دو مشت خاک از زمین بر میدارد و به آن خاکها نظر میافکند و آنگاه میگوید : من هر چه تأمل میکنم میان این دو مشت خاک فرقی نمی بینم . علی با این تمثیل عملی لطیف به جمله معروف رسول اکرم اشاره میکند که فرمود : « کلکم لادم و آدم من تراب لا فضل لعربی علی عجمی الا بالتقوی » یعنی همه از آدم و آدم از خاک است ، عرب بر عجم فضیلت ندارد ، فضیلت به تقوا است نه به نژاد و نسب و قومیت و ملیت . وقتی که همه نسب به آدم میبرند و آدم خاکی نژاد است چه جای ادعای فضیلت تقدم نژادی است ؟ در سفینة البحار ماده " ولی " مینویسد : " علی علیه السلام در یک روز جمعه بر روی منبری آجری خطبه میخواند ، اشعث بن قیس کندی که از سرداران معروف عرب بود آمد و گفت یا امیرالمؤمنین این " سرخرویان " ( یعنی ایرانیان ) جلو روی تو بر ما غلبه کرده اند و تو جلو اینها را نمیگیری ، سپس در حالی که خشم گرفته بود گفت امروز من نشان خواهم داد که عرب چکاره است . علی علیه السلام فرمود : " این شکم گنده ها خودشان روزها