خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
( عاریه بدهد ) ، تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند ، رضایت زن
شرط نبود . در این صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت
و فرزندانی که در این ازدواج متولد میشدند متعلق به خانواده شوهر اول
بودند و مانند فرزندان او محسوب میشدند . . . این عمل را از اعمال خیر
میدانستند و کمک به یک همدین تنگدست میشمردند [١] .
کرستن سن میگوید :
یکی از مقررات خاصه فقه ساسانی " ازدواج ابدال " است که نویسنده
نامه تنسر به شرح آن پرداخته است و تفصیل آن در کتاب " الهند "
بیرونی است که مستقیما از ترجمه مفقود ابن المقفع گرفته و آن این است :
" اذا مات الرجل و لم یخلف ولدا ان ینظروا ( فلینظروا ، ظ ) فان
کانت له امراه زوجوها من اقرب عصبته باسمه ، و ان لم یکن له امراه
فابنه المتوفی او ذات قرابته ، فان لم توجد خطبوا علی العصبیه ( العصبه
) من مال المتوفی فما کان من ولد فهو له و من اغفل ذلک و لم یفعل فقد
قتل مالا یحصی من الانفس لانه قطع نسل المتوفی و ذکره الی آخر الدهر ( ٢ "
)
خلاصه این است که برای اینکه نام خانوادهها محفوظ بماند و اصل مالکیت
خاندانهائی که حق مالکیت داشتهاند متزلزل نشود و ثروتی که از آنها باقی
میماند به دست بیگانه نیفتد ، اگر کسی میمرد و فرزند پسری از او باقی
نمیماند و به اصطلاح اجاقش کور میماند " ازدواج نیابی " بعد از فوتش
انجام میدادند ، قاعده و قانون این بود که لزوما زن او را به نزدیکترین
خویشاوندانش ولی به نام متوفی ، شوهر دهند و اگر زن ندارد دخترش و یا
یکی از زنان نزدیکش را به نام او به نزدیکترین خویشاوندانش
[١] ایران در زمان ساسانیان ، صفحه ٣٥٤ ، و تاریخ اجتماعی ایران ، جلد ٢ ، صفحه . ٤٥ [٢] ایران در زمان ساسانیان ، صفحه . ٣٥٥