خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
آنها سرچشمه گرفته است ، با آن مبارزه کنند ؟ آن را اجنبی و بیگانه بدانند ؟ یا اینکه به حکم دو اصل مزبور : یکی اینکه این اعلامیه رنگ و بوی ملت خاصی ندارد ، دیگر اینکه ملت آن را پذیرفته است ، باید آن را خودی و غیر اجنبی بدانند . عکس این مطلب را نیز میتوان در نظر گرفت ، یعنی ممکن است آیین و مسلک و مرامی از میان ملتی برخیزد اما " ملی " شمرده نشود ، از باب اینکه رنگ یک ملت دیگر را دارد ، یا از راه اینکه مورد قبول این ملتی که از میان آنها برخاسته واقع نشده است ، مثلا کیش مانوی و مسلک مزدکی از میان ملت ایران برخاسته است ولی نتوانسته است پشتیبانی ملت را به دست آورد ، به همین جهت این دو مسلک را نمی توان یک پدیده علمی بشمار آورد . اساسا اگر اینگونه امور را به اعتبار ابداع کنندگان و پیروان معدودشان ملی به حساب آوریم عواطف و احساسات اکثریت را نادیده گرفتهایم . از مجموع مطالبی که گفته شد دانسته میشود که از نظر احساسات ملی و عواطف قومی نه هر چیزی که از وطن برخاست جنبه ملی پیدا میکند ، و نه هر چیزی که از مرز و بوم دیگر آمده باشد بیگانه بشمار میرود ، بلکه عمده آن است که ، اولا بدانیم آن چیز رنگ ملت بالخصوصی دارد ، یا بی رنگ است و عمومی و جهانی است ، ثانیا آیا ملت مورد نظر ، آن چیز را به طوع و رغبت پذیرفته است یا به زور و اکراه ؟ اگر هر دو شرط جمع شد آن چیز خودی و غیر اجنبی به شمار میرود و اگر این دو شرط جمع نشد ، خواه فقط یکی از این دو موجود باشد و خواه هیچ کدام موجود نباشد ، آن چیز بیگانه شمرده میشود . به هر حال عامل " اینکه این چیز از میان چه ملتی برخاسته است " نه سبب میشود که الزاما آن چیز خودی و ملی محسوب شود و نه سبب میشود که اجنبی و بیگانه شمرده شود . اکنون ، باید وارد این مبحث بشویم که آیا اسلام در ایران واجد دو شرط هست یا نیست ؟ یعنی آیا اولا اسلام رنگ ملت مخصوصی مثلا ملت عرب را دارد