خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
یک سیستم خاص اجتماعی را پذیرفته باشد و بعد تغییر نظر بدهد و سیستم نوینی را به جای آن انتخاب کند . مثلا ما مردم ایران در طول بیست و پنج قرن تاریخ ملی ، مانند بسیاری از کشورهای دیگر ، رژیم استبدادی داشتیم و اکنون کمی بیش از نیم قرن است که رژیم مشروطه را به جای آن انتخاب کردهایم رژیم مشروطیت را ما ابداع و ابتکار نکردیم ، بلکه از دنیای خارج به کشور ما آمده است . ولی ، ملت ما آنرا پذیرفته و در راه تحصیل آن فداکاریها کرده است . البته افراد زیادی از همین ملت با سر سختی عجیبی مقاومت کردند ، مسلحانه قیام کردند و برای حفظ رژیم استبداد خون خود را ریختند ، ولی از آنجا که در اقلیت بودند و اکثریت ملت ایران رژیم مشروطیت را پذیرفت و در راه آن فداکاری کرد ، آنان شکست خوردند و عاقبت تسلیم اراده اکثریت شدند . اکنون آیا ما باید رژیم مشروطه را یک رژیم ملی و خودی بدانیم ، یا نظر به اینکه در طول تاریخ زندگی اجتماعی و ملی ما ، رژیم ما رژیم استبدادی بوده نه رژیم مشروطه و بعلاوه ما ابداع کننده آن نبودهایم و آن را از جای دیگر اقتباس کردهایم ، باید بگوییم رژیم ملی ما رژیم استبدادی است و رژیم مشروطه برای ما یک رژیم بیگانه است ؟ اعلامیه حقوق بشر را ما تنظیم نکردهایم و در تنظیم آن شرکت نداشتهایم و در طول تاریخ ملی ما مسائلی که در آن اعلامیه مطرح است کمتر مطرح شده است ، ولی ملت ما مانند ملتهای دیگر جهان کم و بیش مواد آنرا پذیرفته است . اکنون ما از نظر " ملیت ایرانی " درباره این اعلامیه چه بگوییم ؟ سایر ملتهایی که تنظیم کننده این اعلامیه نیستند ، درباره این اعلامیه که از خارج مرزهای کشورشان به آنها رسیده است ، چه بگویند ؟ آیا احساسات ملی ایجاب میکند که به حکم سابقه تاریخی و به حکم اینکه این اعلامیه از خارج مرزهای