خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٧
میگویند اول کسی است که صریحا از فناء فیالله و بقاء الله سخن گفته است . بایزید گفته است : ( از بایزیدی خارج شدم مانند مار از پوست ) . بایزید به اصطلاح شطحیاتی دارد که موجب تکفیرش شده است . خود عرفا او را از اصحاب ( سکر ) مینامند . یعنی در حال جذبه و بیخودی آن سخنانرا میگفته است . با یزید در سال ٢٦١ درگذشته است . بعضی ادعا کردهاند که سقای خانه امام صادق علیهالسلام بوده است . ولی این ادعا با تاریخ جور نمیآید یعنی با یزید عصر امام صادق را درک نکرده است . ب - بشر حافی . اهل بغداد است و پدرانش اهل مرو بودهاند از مشاهیر عرفا است ، او نیز در ابتدا اهل فسق و فجور بوده ، و بعد توبه کرده است علامه حلی درمنهاج الکرامه داستانی نقل کرده است مبنی بر اینکه توبه او به دست حضرت موسی بن جعفر علیه السلام صورت گرفته است و چون در حالی تشرف به توبه پیدا کرد که ( حافی پا برهنه ) بود به بشر حافی معروف شد بعضی علت ( حافی ، نامیدن او را چیز دیگر گفتهاند . بشر حافی در سال ٢٢٦ یا ٢٢٧ در گذشته است . ج - سری سقطی . اهل بغداد است . نمیدانیم اصلا کجائی بوده است وی از دوستان و همراهان بشر حافی بوده است . سری سقطی اهل شفقت به خلق خدا و ایثار بوده است . ابن خلکان در وفیات الاعیان نوشته است که سری گفت سیسال است که از یک جمله ( الحمدلله ) که بر زبانم جاری شد استغفار میکنم . گفتند : چگونه ؟ گفت : شبی حریقی در بازار رخ داد ، بیرون آمدم ببینم که به دکان من رسیده یا نه ؟ به من گفته شد به دکان تو نرسیده است ، گفتم الحمدلله . یک مرتبه متنبه شدم که گیرم دکان من آسیبی ندیده باشد آیا نمیبایست من در اندیشه مسلمین باشم . سعدی به همین داستان ( با اندک تفاوت ) اشاره میکند آنجا که میگوید :
| شبی دود خلق آتشی برفروخت |
| شنیدم که بغداد نیمی بسوخت |
| یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود |
| که دکان ما را گزندی نبود |