خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٦
انداخته است ؟ . . . اینها همه مطالبی است که جداگانه باید مورد بحث و دقت قرار گیرد . آنچه مسلم است اینست که عرفان اسلامی سرمایه اصلی خود را از اسلام گرفته است و بس . طرفداران نظریه اول و کم و بیش طرفداران نظریه دوم مدعی هستند که اسلام دینی ساده و بیتکلیف و عمومی فهم و خالی از هرگونه رمز و مطالب غامض و غیرمفهوم و یا صعبالفهم است . اساس اعتقادی اسلام عبارت است از توحید توحید اسلام یعنی همچنانکه مثلا خانه ، سازندهای دارد متغایر و متمایز از خود ، جهان نیز سازندهای د ارد جدا و منفصل از خود . اساس رابطه انسان با متاعهای جهان از نظر اسلام زهد است زهد یعنی اعراض از متاعهای فانی دنیا برای وصول به نعیم جاویدان آخرت . از اینها که بگذریم به یک سلسله مقررات ساده عملی میرسیم که فقه متکفل آنها است . از نظر این گروه آنچه عرفا به نام توحید گفتهاند مطلبی است وراء توحید اسلامی . زیرا توحید عرفانی عبارت است از وحدت وجود و اینکه جز خدا و شؤون و اسماء و صفات و تجلیات او چیزی وجود ندارد . سیر و سلوک عرفانی نیز وراء زهد اسلامی است . زیرا در سیر و سلوک یک سلسله معانی و مفاهیم طرح میشود از قبیل عشق و محبت خدا ، فنا در خدا ، تجلی خدا بر قلب عارف که در زهد اسلامی مطرح نیست . طریقت عرفانی نیز امری است وراء شریعت اسلامی ، زیرا در آداب طریقت مسائلی طرح میشود که فقه از آنها بیخبر است . از نظر این گروه ، نیکان صحابه رسول اکرم که عرفا و متصوفه خود را به آنها منتسب میکنند و آنها را پیشرو خود میدانند زاهدانی بیش نبودهاند ، روح آنها از سیر و سلوک عرفانی و از توحید عرفانی بیخبر بوده است . آنها مردمی بودهاند معرضاز متاع دنیا و متوجه به عالم آخرت ، اصل حاکم به روح آنها خوف بوده و رجا خوف از عذاب دوزخ و رجاء به ثوابهای بهشتی ، همین و بس . حقیقت اینست که نظریه این گروه به هیچ وجه قابل تأیید نیست ، مایههای