خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٣
هم زردشتی نبوده ، مانوی بوده و به علاوه بعد مسلمان شد . ولی فیلسوفان و صاحب نظران این دوره که از خود اندیشهای داشتهاند همه مسلمانند ما حتی یک فیلسوف صاحب نظر غیر مسلمان پیدا نمیکنیم . و این خود از نظر تحلیل علمی و جامعه شناسی قابل مطالعه است . ٤ - در دوره بعد از دوره ترجمه ، تا قرن ششم و هفتم ، ( و تا اندازهای در دوره ترجمه ) اکثریت قریب به اتفاق فلاسفه ، ضمن اینکه فیلسوفند ، در فن پزشکی مهارت دارند . همچنانکه بوعلی هم فیلسوف است و هم پزشک ، در بسیاری از آنها پزشکی بر فلسفه غلبه دارد . این دوره که دوره ( فیلسوف پزشکی ) است ، مسلمان و یهودی و مسیحی شرکت دارند . از صابئیان در این دوره ، برخلاف دوره ترجمه ، خبری نیست . در این دوره ما به پزشکان بلند قدر مسیحی یا یهودی زیاد برمیخوریم که ضمنا فیلسوف هم هستند ولی به فیلسوف بلند قدری از یهودیان یا مسیحیان برنمیخوریم . مثلا ابوالفرج بن الطیب که معاصر ابن سینا است از نظر پزشکی در مرتبهای است که ابنسینا آن را میستاید . ولی در فلسفه بهیچوجه مورد توجه ابن سینا و غیر ابن سینا نبوده است . ابوالبرکات بغدادی و حتی ابوالخیر حسن بن سوار ، میتوانند استثنائی از این جهت به شمار روند ، زیرا ابوالبرکات یک فیلسوف صاحب نظر یهودی بود و ابوالخیر یک فیلسوف مسیحی . ولی چنانکه میدانیم این دو نیز بر دین اولی باقی نماندند و هر دو آخر کار مسلمان شدند . این آمارها میتواند موضوع مطالعه جالبی از نظر جامعه شناسی باشد . که مثلا در طبقه ( مترجمان فیلسوف و فیلسوفان مترجم ) فیلسوفان صاحب نظر همه مسلمانند و یا در طبقه پزشکان فیلسوف و فیلسوفان پزشک ، فیلسوفان صاحب نظر همه مسلمانند و غیر مسلمانان با اینکه پزشکان بسیار عالیقدر دارند ، فیلسوف صاحبنظر ندارند . این ، دلیل اینست که روح اسلامی با تعقلات فلسفی از سایر روحهای حاکم بر مذاهب دیگر