خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٠
محور بحث میان اهل فضل بود و متخصصان آن کتب بیشتر در ایران یافت
میشدند سبب شد که مرکز ثقل فلسفه و طب از بغداد به ایران منتقل گشت .
٤ - ابوالفرج بن الطیب ، این مرد عراقی ( وعلی الظاهر بغدادی ) است .
هم طبیب بوده و هم فیلسوف ، ولی جنبه طبابتش میچربد . بوعلی که معاصر
اوست طبابتش را میستاید برخلاف فلسفه و حکمت که از این جهت او را به
چیزی نمیگیرد [١] بطور کلی بوعلی احدی از معاصرین را در فلسفه در نظر
ندارد در ترجمه ( تتمه صوان الحکمه ) [٢] مینویسد بوعلی درباره کتابهای
فلسفی ابوالفرج گفته : ( سزاوار اینست ، تصانیف او را بر فروشنده رد
کنند و ثمنش نیز بر وی بگذارند ، و هم او مینویسد : وقتی که کار میان
بوعلی و ابوریحان به خشونت کشید و ابوریحان سخنان تندی در نامهء خود
بکار برد و خبر به ابوالفرج رسید ، گفت : هر کس با دیگران چنان کند با
او نیز چنین کنند .
ابن القفطی پس از اشاره به سخن بوعلی درباره ابوالفرج ، میگوید ( اما
من و هر منصفی نمیگوئیم جز این که ابوالفرج علوم گذشته را احیاء کرد ، و
مخفیات آنها را آشکار نمود ) .
ابوالفرج ، مسیحی و شاگرد ابوالخیر بوده است ، گروهی از محضر درسش
استفاده کردهاند ابن القفطی میگوید تا بعد از سال ٤٢٠ زنده بوده و گفته
شده که در سال ٤٣٥ در گذشته است .
٥ - ابوالفرج بن هندو ، در طب و حکمت شاگرد ابوالخیر بوده است ، و
از بزرگترین و فاضلترین شاگردان او بشمار رفته است ، ضمنا مردی ادیب و
شاعر و سخنور بوده است .
٦ - ابوعلی ، حسن بن الحسن ( یا الحسین ) بن الهیثم بصری . هم فیلسوف
[١] عیونالانباءج ٢ ص . ٢٣٥ [٢] صفحه . ٢٤