خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
بر نخواهد گشت ، تعالیم زرتشتی ، جای تعالیم اسلامی را نخواهد گرفت . شخصیتهای مزدکی و مانوی و زرتشتی و همه کسانی که امروز تحت عنوان دروغین ملی معرفی میشوند و هیچ صفت مشخصهای جز انحراف از تعلیمات اسلامی نداشته اند ، خواه آنکه رسما به نام مبارزه با اسلام فعالیت کرده باشند یا مبارزه با قوم عرب را بهانه قرار داده باشند ، هرگز جای قهرمانان اسلامی را در دل ایرانیان نخواهند گرفت ، هرگز المقنع و سنباد و بابک خرم دین و مازیار جای علی بن ابیطالب و حسین بن علی و حتی سلمان فارسی را در دل ایرانیان نخواهند گرفت . اینها را همه میدانند . ولی در عین حال جوانان خام و بیخرد را میتوان با تحریک احساسات و تعصبات قومی و نژادی و وطنی علیه اسلام برانگیخت و رابطه آنان را با اسلام قطع کرد ، یعنی اگرچه نمی شود احساسات مذهبی دیگری به جای احساسات اسلامی نشانید ، ولی میشود احساسات اسلامی را تبدیل به احساسات ضد اسلامی کرد و از این راه خدمت شایانی به استعمارگران نمود . لهذا میبینیم افرادی که بکلی ضد دین و ضد مذهب و ضد خدا هستند ، در آثار خود و نوشته های پوچ و بی مغز خود از زرتشتی گری و اوضاع ایران قبل از اسلام حمایت میکنند ، هدفشان روشن و معلوم است . ما میخواهیم در این بحث خود با همان منطقی که این افراد به کار میبندند وارد بحث شویم ، یعنی منطق ملیت و احساسات ملی و ناسیونالیستی ، آری با همین منطق هر چند توجه داریم که به قول اقبال پاکستانی " ملت پرستی ، خود نوعی توحش است " ، توجه داریم که احساسات ملی تا آنجا که جنبه مثبت داشته باشد و نتیجه اش خدمت به هموطنان باشد قابل توجه است ، ولی آنجا که جنبه منفی به خود میگیرد و موجب تبعیض در قضاوت ، در دیدن و ندیدن خوبیها و بدیها ، و در جانبداریها میشود ضد اخلاق و ضد انسانیت است ، توجه داریم که منطق عالیتری از منطق احساسات ملی و ناسیونالیستی وجود دارد که طبق آن منطق ، علم و فلسفه