خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٤
فقهای مدینه متنفر بودند ولی از روی ناچاری آنها را گرامی شمرده در راضی
کردن آنها میکوشیدند ، به خصوص خلفای پرهیزکار اموی مانند عمربن
عبدالعزیز که بدون نظر فقهای مدینه به هیچ کار مهمی دست نمیزدند . پس
از بنیامیه کار به دست عباسیان افتاد و منصور عباسی در صدد کوچک کردن
عربها و بزرگ ساختن ایرانیان برآمد ، چه بدست ایرانیان و با کمک آنان
دولت عباسی تشکیل یافته بود و یکی از اقدامات منصور برای اجرای نقشه
خودش این بود که نظر مسلمانان را از مکه و مدینه برگرداند . لذا بنائی
به نام قبةالخضراء ساخت تا مردم بدانجا رفته اعمال حج به جا آورند و
مقرری معمول اهل مدینه را قطع کرد . فقیه آنروز مدینه ( در میان اهل تسنن
) که مالک بن انس بود پس از استفتای مردم مدینه در خلع بیعت منصور به
خلع او فتوا داد ، اهل مدینه از منصور دست کشیده با محمدبن عبدالله از
خاندان علی علیهالسلام بیعت کردند . کم کم کار محمد بالا گرفت و منصور با
وی جنگیده با زحمت بسیار بر وی غلبه کرد و اهل مدینه دوباره با منصور
بیعت کردند . با اینهمه ، مالک خلفای عباسی را خلیفه نمیدانست و چون
حاکم مدینه جعفر بن سلیمان عموی منصور این را فهمید خشمگین گشت و مالک
را احضار نموده و شانه او را برهنه کرده بر آن تازیانه زد [١] .
ابن الندیم در الفهرست در مقاله مربوط به فقهاء در ذیل احوال محمدبن
شجاع معروف به ابن الثلجی ، داستانی نقل میکند که نشان دهنده سیاست
خلفای عباسی در مورد ایرانیان ( البته ایرانیان غیر شیعه ) است . از
اسحاق بن ابراهیم مصعبی نقل میکند که گفت :
خلیفه مرا احضار کرد و گفت فقیهی را برای من انتخاب کن که
[١] ترجمه تاریخ تمدن ، جلد ٣ صفحه ١٠٤ - . ١٠٥