خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢
دریای مدیترانه را " بحرالروم " مینامند . بر همین اساس سرزمین آسیای صغیر را روم گفتهاند . . . هنگامی که مسلمانان سراسر شام را گشودند ، حمله به آسیای صغیر امری ضروری مینمود . معاویه در خلافت عمر میخواست بدانجا بتازد ولی بامخالفت خلیفه مواجه شد . اما در خلافت عثمان این آرزو برای وی تحقق یافت و توانست تا عموریه پیش برود از آن تاریخ به بعد در طول سالها خلافت اموی و عباسی ، این سرزمین مورد تاخت و تاز مسلمانان و رومیان بود و دژها و شهرهای آن منطقه دست به دست میگشت . لکن به شهادت تاریخ هیچگاه برای خلفای اموی و عباسی ممکن نشد که نفوذ اسلام را در سراسر این منطقه مستقر سازند ، . . . تنها در حکومت سلاجقه است که میبینیم اوضاع این منطقه دگرگون میشود ، سراسر آسیای صغیر تحت تصرف این خاندان در آمد و رسالت تبلیغ اسلامی و نشر معارف دین در این منطقه بازبان و ادبیات فارسی به نظم و نثر آغاز شد ، و بدانجا رسید که در آسمان عرفان اسلامی آفتاب درخشانی چون مولانا جلالالدین طلوع کرد و نخست روشنی بخش آن منطقه شد و سپس در تمام قلمرو فارسی زبان اسلام نور افشانی کرد . این عبارت را از " مسامرهالاخبار " تألیف آقسرائی که از جمله کتابهای مفید در تاریخ آسیای صغیر است نقل میکنیم ، زیرا نماینده طرز تفکر زمامداران مسلمان و مردم ایران نسبت به سرزمینهای گشوده است . اگر در اشغال عراق یا سرزمینهای غربی قصد خلفای اسلام تحصیل جزیه و ازدیاد درآمد و عمران بیتالمال بوده است ، فاتحان شرقی جز ترویج دین و گسترش اسلام نظری نداشتند . آقسرائی چنین مینویسد : ارمیانوس ملک الروم با صدوبیست هزار مرد قصد بلاد اسلام کرد و اول روی به " دانشمند " که ملک نکیسا روسیواس و توقات وابلستان و غیره