خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣
ابوحنیفه و اتباعش ایرانی و مقیم عراق بودند ، برخلاف شافعی و اتباعش .
فتوای شافعی از فتوای حنفیها درباره زنادقه ملایمتر است . مسئلهای است
در فقه درباب ق بول توبه مرتد . برخی از فقها ، فرقی میان مرتد و زندیق
نمیگذارند ، توبه هر دو را مقبول میدانند ، شافعی از این دسته است . اما
برخی دیگر توبه زندیق را نامقبول میشمارند ، ابوحنیفه در یکی از دو قولش
این رأی را انتخاب کرده است .
میگویند اتباع ابوحنیفه که در عراق میزیستند با جزم بیشتری از خود
ابوحنیفه به عدم قبول توبه زنادقه فتوا میدادند و این فتوا به عنوان
عکسالعمل شدید ایرانیان نسبت به زنادقه شناخته شده است .
اما جریان دوم ، یعنی تبعیضات نژادی و تفاخرات قومی که بر ضد اصل
مسلم مساوات اسلامی بود ، این انحراف به وسیله اعراب به وجود آمد .
سیاست امویها براصل تفوق عرب بر غیر عرب پایهگذاری شد . معاویه به
صورت بخشنامه به همه عمال خویش اطلاع داد که برای عرب حق تقدم قائل
شوند .
این عمل ضربه مهلکی بر پیکر اسلام وارد کرد . منشأ اصلی تجزیه شدن
حکومت اسلامی ، به صورت حکومتهای کوچک همین کار بود . بدیهی است که
هیچ ملتی حاضر نیست تفوق و قیمومت ملت دیگر را بپذیرد . ایرانیان اسلام
را پذیرفته بودند نه عرب را اسلام از آن جهت مقبول همه ملتها بود که
علاوه بر سایر مزایایش ، رنگ قومی و نژادی نداشت ، جهانی و انسانی بود
. ایرانیان و همچنین سایر مسلمانان غیر عرب به هیچ وجه حاضر نبودند
سیادت عرب را بپذیرند .
عکسالعمل ابتدایی که ایرانیان در مقابل این تبعیضات نشان دادند بسیار
> را عنوان میکند و میان زندیق و مرتد فرق میگذارد . وجه فرق را این جهت ذکر میکند که مرتد متظاهر به خلاف اسلام است و توبه میتواند برای او رجوع به اسلام تلقی شود ، اما زنادقه با آنکه در باطن کافر و منکرند همواره متظاهر به اسلاماند ، اظهار توبه آنها نمیتواند رجوع از این دو چهرگی تلقی شود .