خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢
برمیآید که نسبت به اسلام وفادار بوده است . بدیهی است که تنها ترجمه
کتب مانی و یا شرکت در حلقات زنادقه دلیل زندیق بودن نیست .
میگویند اصمعی تا برامکه در اوج عزت بودند گرد آنها میچرخید و آنان را
مدح و ثنا میگفت ، پس از آنکه ستاره اقبال برامکه غروب کرد آنها را
هجو کرد و زندیق خواند .
مهدی عباسی قهرمان مبارزه با زنادقه شمرده میشود . او بود که عده زیادی
از آنها را کشت و مدعی بود که جدش عباس بن عبدالمطلب در عالم رؤیا
دستور از بین بردن آنها را به او داده است . ولی بشاربن برد که در
دستگاه مهدی و مورد علاقه او بود ، با اینکه به این سمت معروف بود و عمر
هشتاد ساله خود را به زندقه گذرانده بود ، مورد تعرض واقع نمیشد . مهدی
کوشش میکرد که سخنان بشار را نزد فقیهان توجیه و تأویل کند . تا وقتی که
بشار به حریم سیاست وارد شد و در یک رباعی خطاب به بنیامیه مهدی را
هجو کرد . در این وقت بود که احساسات ضد زندقه مهدی به جوش آمد و
فرمان دارد او را تازیانه زدند تا هلاک شد .
اکنون ببینیم عکسالعمل ایرانیان مسلمان در برابر زندقه و زنادقه چه
بوده است ؟ .
با آنکه ریشه زندقه در میان اقلیتی از ایرانیان بود ، زندقه در محیط
ایران رشد نکرد و از طرف خود ایرانیان سخت با آن مبارزه شد . این
مبارزه هم از وجهه کلامی از طرف متکلمین مسلمان ایرانی پیداست وهم از
وجهه فقهی و به وسیله فقهای مسلمان ایرانی .
چنانکه میدانیم عراق مرکز ایرانیان و فقهای ایرانی بود . فقهای عراق از
سایر فقها [١] عکسالعمل شدیدتری نسبت به زندقه و زنادقه نشان میدادند.
[١] مقصود فقهای اهل تسنن است ، فقهای شیعه نیز عکسالعمل شان شدید بود . شیخ الطائفه شیخ ابوجعفر طوسی در جلد دوم کتاب الخلاف ، کتاب المرتد ، این مسئله >