خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٧
( مزدیسن ) خواندهاند ، اما در عین حال خود را شخص ربانی ( بغ ) و از
نژاد خدایان ( یزدان ) نامیدهاند [١] .
و هم او میگوید :
خسرو دوم ( پرویز ) خود را چنین خوانده است :
آدمی فنا ناپذیر از میان خدایان و خدایی بسیار جلیل در میان مردمان [٢] .
ادوارد براون میگوید :
احتمال میرود در هیچ مملکتی مانند ایران در زمان ساسانیان اصلی که به
موجب این اصل حق آسمانی برای پادشاه قائل شوند پیروانی راسخ العقیدهتر
از ایرانیان ( کذا ) نداشته است . نولد که میگوید کسی که از خاندان
سلطنت نباشد ، مانند بهرام چوبین که از نجبا بود و سرپیچی نمود یا مانند
شهر برار ، و سلطنت را غصب کند عمل او تقریبا باور نکردنی و جز به
شرارت و بی شرمی به چیز دیگر حمل نشود .
از اینرو مردم عادت کرده بودند که فکر کنند تنها یک نژاد این صلاحیت
را دارد و بس . ادوارد براون داستان معروف بهرام چوبین را که که در حال
فرار با پیرزنی ملاقات و محاوره میکند و پیرزن او را که از تخمه شاهی
نیست و مدعی شاهی است تخطئه میکند شاهد میآورد . آقای دکتر محمود صناعی
در کتاب " آزادی فرد و قدرت دولت " آنجا که عقیده برخی از فلاسفه
جدید اروپا را در سیاست که مبنی بر حقوق الهی است میآورد میگوید : "
این نظریه البته تازه نبود و شاید اصل آن را باید در تاریخ خود ما جستجو
کرد ، فره ایزدی که ایرانیان باستان بدان معتقد بودند بیان همین معنی
است [٣] .
([١] ٢ ) ایران در زمان ساسانیان صفحه . ٢٨٤ [٣] آزادی فرد و قدرت دولت ، صفحه . ٥