خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣
شک نیست که اینگونه اظهار نظرها یک بدبینی و سوءظن بیجا نسبت به قوم ایرانی است ، گذشته از اینکه اینگونه معرفی و توصیف ایران قدیم ( ایران قبل از اسلام ) مبالغه آمیز به نظر میرسد ( ما در بخش بعد درباره اصالت تمدن ایرانی بحث خواهیم کرد ) ، نمیبایست نقص کار را از نقص استعداد ایرانیان بدانند و گناه رژیم موبدی را به گردن استعداد ایرانی بیندازند . دلیل مطلب اینست که همین قوم در دوره اسلام استعداد خویش را در کمک به فرهنگ و تمدن به حد اعلی ارائه داد . آقای گوستاولوبون و کلمات هوار و راولینسون این مطلب را قبول دارند گو آنکه به غلط آن را تحت عنوان " تمدن عرب " یاد میکنند و حال آنکه تمدن اسلامی همچنانکه تمدن ایرانی یا هندی نیست تمدن عرب هم نیست . اسلام نشان داد که تصور سابق الذکر درباره ایرانیان غلط است . اسلام استعداد و نبوغ ایرانیان را هم به خودشان نشان داد و هم به جهانیان و به تعبیر دیگر : ایرانی بوسیله اسلام خود را کشف کرد و سپس آن را به جهانیان شناسانید . چرا در دوران قبل از اسلام افرادی لااقل مانند لیث بن سعد و نافع و عطا و طاووس و یحیی و مکحول و صدها نفر دیگر پیشوای معنوی مردم مصر و عراق و شام و یمن و حجاز و مراکش و الجزایر و تونس و هند و پاکستان و اندونزی و حتی اسپانیا و قسمتی از اروپا نشدند ؟ چرا در آن دورهها شخصیتهایی مانند محمد بن زکریای رازی و فارابی و بوعلی ظهور نکردند ؟ اسلام از نظر قدرتهای سیاسی و مذهبی حاکم بر ایران یک تهاجم بود . اما از نظر توده و ملت ایران یک انقلاب بود ، به تمام معنی کلمه و با همه خصائصش . اسلام جهان بینی ایرانی را دگرگون ساخت ، خرافات ثنوی را با همه بدبینیهای ناشی از آن از دماغ ایرانی بیرون ریخت ، ثنویتی که " از خصوصیات تفکر ایرانی " شناخته میشد ، ثنویتی که چند هزار سال سابقه داشت ، ثنویتی