خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١
بر سر ما نمیتافت ما راحت تر کار میکردیم ! در صورتی که اگر خورشید نبود روز هم نبود . این دو جریان تنها محصول شکستن حصارهای خارجی و به وجود آمدن دروازه های باز نبود ، عامل دیگر ، برداشتن مانع تحصیلی از سر راه توده مردم ایران بود که قبلا اجتماع طبقاتی و رژیم موبدی به وجود آورده بود . اسلام اعیان و اشراف را نمیشناخت و علم را به طبقه روحانی و یا طبقات دیگر اختصاص نمیداده از نظر اسلام موزه گر و کوزهگر همان اندازه حق تحصیل و آموزش دارد که فلان شاهزاده . از قضا نوابغ از میان همین بچه موزه گرها و بچه کوزه گرها ظهور میکنند . برداشتن این مانع داخلی و آن مانع خارجی سبب شد که ایرانیان مقام شایسته خویش را چه از نظر پیشوایی سایر ملل و چه از نظر شرکت در بنای عظیم تمدن جهانی اسلام احراز کنند . اسلام ، ایرانی را هم به خودش شناساند و هم به جهان ، معلوم شد که آنچه درباره ایرانی گفته شد که نبوغ و استعدادش فقط در جنبههای نظامی است و دماغ علمی ندارد غلط است ، عقب افتادن ایرانی در برخی دورهها از نقص استعدادش نبوده بلکه بواسطه گرفتاری در زنجیر رژیم موبدی بوده است و لهذا همین ایرانی در دوره اسلامی نبوغ علمی خویش را در اعلی درجه نشان داد . رژیم موبدی استعداد کش پیش از اسلام سبب شده است که برخی خارجیان اشتباه کرده اساسا استعداد ایرانیان را تحقیر کنند . مثلا گوستاولوبون میگوید : اهمیت ایرانیان در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است ولی بر عکس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است . در مدت دو قرن که ایرانیان قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند شاهنشاهی فوق العاده با عظمتی به وجود آوردند ، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابدا چیزی ایجاد نکردند و به گنجینه علوم و معرفتی که از طرف اقوام دیگری که ایرانیان جای آنها را گرفته بودند چیزی نیفزودند . . .