خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠
مطالعه تاریخ ایران بعد از اسلام ، از نظر شور و هیجانی که در ایرانیان
از لحاظ علمی و فرهنگی پدید آمده بود که مانند تشنه محرومی فرصت را
غنیمت میشمردند و در نتیجه توانستند استعدادهای خود را بروز دهند و برای
اولین بار ملل دیگر آنها را به پیشوایی و مقتدایی پذیرفتند و این پذیرش
هنوز هم نسبت به ایرانیان قرون اول تا ششم و هفتم اسلامی ادامه دارد ،
فوق العاده جالب است .
این از یک طرف ، و از طرف دیگر این دروازههای باز سبب شد که علاوه
بر فرهنگ و علوم اسلامی ، راه برای ورود فرهنگهای یونانی ، هندی ، مصری و
غیره باز شود و ماده ساختن یک بنای عظیم فرهنگی اسلامی فراهم گردد ،
زمینه شکفتن استعدادهایی نظیر بوعلی و فارابی و ابوریحان و خیام ریاضی و
خواجه نصیرالدین طوسی و صدرالمتالهین و صدها عالم طبیعی و ریاضی و مورخ و
جغرافی دان و پزشک و ادیب و فیلسوف و عارف فراهم گردد .
مضحک این است که پورداود میگوید :
اگر حمله تازیان و فرهنگ سامی نبود و دانشمندان ما چون بوعلی و خیام
به شیوه نو روزنامه و یا دانشنامه علائی کتابهای دیگرشان را مینوشتند
امروز زبان پارسی غنی تر و بازتر بود [١] .
آیا اگر حمله تازیان نبود و حصاری که موبدها کشیده بودند و استعدادهای
ایرانی را در آنجا محبوس کرده بودند همچنان باقی بود ، بوعلی و خیامی
بود تا دانشنامه و نوروزنامه و هزاران کتاب دیگر را به زبان پارسی
بنویسند ؟ این همه آثار به زبان عربی یا فارسی که ایرانیان هوشمند به
جهان عرضه کردند ، مولود همان حمله تازیان و حصار شکنی آنها و آشنا شدن
ایرانیان با یک فرهنگ مذهبی غنی بود که علم را بر هر مسلمانی فریضه
میشمارد .
درست مثل این است که بگوییم اگر در روز خورشید نمیبود و حرارتش
[١] به نقل اطلاعات ، شماره ١٢٧٤٥ ، مورخه ٢٩ آبان . ٤٧