خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٦
است ، و یا آنکس که در زمان عمرو بن العاص و معاویه بوده است یحیی نام دیگری بوده غیر آنکه شخصیتی محسوب میشود و شروح زیادی بر کتب ارسطو و غیره نوشته و اسقف اسکندریه بوده است . بعید نیست کسانی که داستان کتابخانه اسکندریه را ساخته اند ، از ذکر نام یحیی نحوی در کلام ابن الندیم و ابوسلیمان استفاده کرده و داستان را پرداختهاند . به هر حال آنچه مسلم است یحیی نحوی اسکندرانی فیلسوف و پزشک و شارح ارسطو و اسقف معروف اسکندریه دوره عمرو عاص و معاویه را درک نکرده است . اما حاج خلیفه ، این مرد از متاخرین است و در قرن یازدهم هجری میزیسته است او یک کتابشناس و فهرست نویسی است نه مورخ . کتاب معروف او " کشف الظنون " است که فهرست کتب است و در فن خود با ارزش میباشد . جملهای که از او نقل شده در دو قسمت است . قسمت اول اینست که " عرب در صدر اسلام علومی را که مورد توجه قرار میداد سه قسمت بود زبان دیگر احکام شریعت ، سوم پزشکی که اندکی قبلا هم از آن بهره داشت و به علاوه مورد نیازش بود ، ولی به علوم دیگر نمیپرداخت زیرا نمیخواست پیش از آنکه پایههای اسلام استوار شود علوم بیگانه در میان مردم رایج گردد " . سخن حاج خلیفه تا اینجا سخن درستی است ، ما در بخش خدمات ایران به اسلام ، آغاز و کیفیت نشو و نمای علوم را در اسلام بررسی خواهیم کرد ، علوم اسلامی از قرائت ، فقه ، دستور زبان آغاز گشت . در ابتدا توجهی به علوم فلسفی یا طبیعی یا ریاضی نبود . تدریجا به این علوم توجه شد . قسمت دوم سخن حاج خلیفه اینست : " حتی گفته میشود که عرب هنگام فتح شهرها کتابهائی که به دست میآورد میسوخت " . میبینیم که حاجی خلیفه نیز با اینکه مورخ نیست ، نکتهای را که اهل نقل و روایت رعایت میکنند رعایت کرده است . نگفته است که عرب هنگام فتح شهرها