خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠
ثانیا در متن قصه آمده است که پس از آنکه دستور خلیفه به نابودی کتابها رسید ، عمرو کتابها را به حمامهای اسکندریه تقسیم کرد و تا مدت ششماه خوراک حمامهای اسکندریه بود و با توجه باینکه اسکندریه در آن وقت بزرگترین شهر مصر و یکی از بزرگترین شهرهای جهان آن روز بوده است و خود عمرو در گزارشی که با اعجاب فراوان برای خلیفه از این شهر میدهد مینویسد : " در این شهر چهار هزار حمام ، چهار هزار عمارت عالی ، چهل هزار یهودی جزیه پرداز ، چهار صد تفریحگاه دولتی ، دوازده هزار سبزیفروش که سبزی تازه میفروشند وجود دارد " . باید چنین فرض کنیم که در مدت ششماه چهار هزار حمام از این کتابها گرم می شدهاند ، یعنی آن قدر کتاب بوده است که اگر یک حمام را میخواستند با آن گرم کنند برای قریب به هفتصد هزار روز یعنی در حدود دو هزار سال آن حمام کافی بود . عجیبتر آنکه طبق آنچه در متن گزارش ابوالفرج آمده همه آن کتابها در حکمت و فلسفه بوده نه در موضوع دیگر . اکنون خوب است کمی بیندیشیم : آیا از آغاز پیدایش تمدن تا امروز که قرنها است صنعت چاپ پیدا شده و در شکل سرسام آوری نسخه بیرون میدهد این اندازه کتاب حکمت و فلسفه که برای سوخت چهار هزار حمام در مدت ششماه کافی باشد وجود داشته است ؟ .