خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧
اکسفورد بوده و از اشخاصی است که در نشر اکاذیب علیه مسلمین دست داشته
است ، طبع و نشر کرده و به زبان لاتین هم ترجمه نموده است . از آنوقت
به وسیله این کتاب و این شخص شایعه کتابسوزی مسلمین در اسکندریه در
اروپا رواج یافت تا آنکه در قرون اخیره وسیله محققین اروپایی امثال
گیبون و کریل و گوستاولوبون و دیگران این شایعه تکذیب شد [١] .
داستان کتابسوزی در کتاب مختصر الدول به این شکل آمده است :
" در آنزمان ، یحیی نحوی که به زبان ما به " غرماطیقوس " یعنی نحوی
ملقب بوده است در میان عرب مقام شهرت را حائز گردید . مشارالیه ساکن
اسکندریه بوده است و مذهبا نصرانی و جزء فرقه یعقوبی بود و مخصوصا عقیده
ساوری ( ؟ ) را تایید مینمود . او در آخر مذهب تنصر را ترک گفته و تمام
علمای نصارای مصر نزد او جمع شده نصیحت نمودند که از کفر و زندقه بیرون
آید ولی او قبول ننمود . وقتی که علماء مایوس شدند ویرا از مناصبی که
دارا بود انداختند ، و او تا مدتی به همین حال باقی و زنده بود تا آنکه
عمرو بن عاص ( فرمانده مسلمین در فتح مصر ) وارد مصر گردید .
روزی یحیی نزد وی حاضر شد ، عمرو از مقام علم و فضل او واقف گردیده و
خیلی از او احترام نمود . فاضل مشارالیه شروع به یک رشته سخنان
حکیمانهای نمود که اعراب ابدا با آن آشنا نبودند . سخنان مزبور در دماغ
عمرو فوق العاده مؤثر واقع گردیده فریفته وی شد . نظر به اینکه عمرو از
اشخاص باهوش و عاقل و فکور بود مصاحبت وی را اختیار نمود و هیچوقت او
را از خودش جدا نمی ساخت .
یک روز یحیی به عمرو اظهار داشت که هر چه در اسکندریه هست در تصرف
[١] این قسمت از رساله " کتابخانه اسکندریه " تالیف شبلی نعمان صفحات ١٤ و ١٥ و ٣٨ اقتباس شد .