خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦
شایعات است که احیانا برخی از مسلمین نیز از قرن هفتم به بعد بدون
اینکه شایعه ها را بدانند به صورت " شایع است " یا " گفته میشود "
یا " چنین روایت میشود " در کتابهای خود منعکس کرده اند ، غافل از
آنکه سازنده شایعه مسیحیان صلیبی میباشند و انگیزه شان بدنام کردن مسلمین
است . و در قرن اخیر ، که استعمار برانگیختن احساسات ملی مسلمین را
علیه اسلام و مسلمین صدر اول در صدر برنامه خود قرار داده امثال پور داود
این افسانه را به صورت یک حادثه تاریخی در آوردند ، و به نقلهائی نظیر
نقل عبداللطیف پر و بال دادند و به صورت یک نقل تاریخی به خورد دانش
آموزان و دانشجویان بی خبر دادند .
تا اینجا سخن عبداللطیف را نقل و بررسی کردیم اکنون به نقد سخن
ابوالفرج بن العبری بپردازیم .
ابوالفرج یک طبیب یهودی است که در سال ٦٢٣ هجری در ملطیه ( آسیای
صغیر ) تولد یافته و پدرش دین یهود را ترک کرده و به نصرانیت گرائیده
است ، ابوالفرج نیز آغاز تحصیلات خود را به فرا گرفتن اصول نصرانیت
گذرانیده است . او به زبان سریانی و عربی آشنائی کامل داشته است .
تاریخی مبسوط به زبان سریانی نوشته که ماخذ آن کتب سریانی ، عربی ،
یونانی بوده است . در آن کتاب ذکری از کتابسوزی مسلمین در اسکندریه
وجود ندارد و خلاصهای از آن به عربی به نام " مختصر الدول " نوشت که
میگویند همه نسخههای آن ناتمام و ناقص است و عجب اینست که میگویند با
اینکه مختصر الدول خلاصه آن تاریخ مفصل سریانی است مشتمل بر مطالبی است
که در اصل مفصل سریانی نیست از جمله آنها داستان کتابسوزی اسکندریه
وسیله مسلمین است .
کتاب مختصر الدول را مردی به نام " دکتر پوکوک " که پروفسور کالج
> غلامرضا سعیدی به فارسی ترجمه شد . جان دیون پورت ، در آن کتاب ( صفحه ٢٢ ) موضوع کتابسوزی اسکندریه را طرح ، و به شدت تکذیب میکند .