خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢
فاصله دارد . و در همه این ششصد سال در هیچ کتاب تاریخی و از زبان هیچ
مورخی اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی و غیره دیده و شنیده نشده ، یک
مرتبه بعد از این مدت طولانی در کتاب عبداللطیف دیده میشود . این جهت
نقل عبداللطیف را از حد یک نقل بی سند ( و به اصطلاح : خبر مرسل ) هم
پائینتر میبرد و به صورت نقلی در میاورد که قرائن خارجی بر دروغ بودن آن
هست .
از همه اینها بالاتر اینکه تواریخ شهادت میدهند که اساسا کتابخانه
اسکندریه چندین بار قبل از آنکه اسکندریه بدست مسلمانان فتح شود مورد
تاراج و یغما و حریق واقع شده و هنگامی که مسلمین اسکندریه را فتح کردند
اساسا کتابخانهای به صورت سابق وجود نداشت و تنها کتابهائی در دست
افرادی بوده که مسلمین در قرنهای دوم تا چهارم هجری از آن کتابها استفاده
کردند .
اینجا بار دیگر مثل معروف مصداق پیدا میکند که شخصی گفت : "
امامزاده یعقوب را گرگ بر روی مناره درید " دیگری گفت : امامزاده
نبود و پیغمبر زاده بود ، یعقوب نبود و یوسف بود ، بالای مناره نبود و
ته چاه بود ، تازه اصل مطلب دروغ است ، گرگ یوسف را ندرید . من اینجا
زمام سخن را به ویل دورانت ، مورخ معروف جهانی تاریخ تمدن میدهم : ویل
دورانت میگوید :
( از جمله دلائل ضعف این روایت ( روایت عبداللطیف ) اینست که .
١ - قسمت مهم کتابخانه اسکندریه را مسیحیان متعصب بدوران اسقف "
توفینس " به سال ٣٩٢ میلادی ( در حدود ٢٥٠ سال قبل از فتح اسکندریه به
دست مسلمین ) سوزانیده بودند .
٢ - در مدت پنج قرن [١] که از وقوع تا ثبت حادثه مفروض در کتاب
عبداللطیف فاصله بود ، هیچیک از مورخان درباره آن سخن نیاوردهاند در
صورتی که " اوتکیوس " مسیحی که بسال ٣٢٢ هجری ٩٣٣ میلادی اسقف بزرگ
اسکندریه بود ، فتح این شهر را به دست
[١] بلکه قریب به شش قرن .