خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
هر حال ربطی به مسئله مخالفت با کتاب و نوشته ندارد . جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلام و دکتر ذبیح الله صفا در تاریخ علوم عقلی در اسلام ، سخنی در این زمینه دارند که دریغ است نقل و نقد نشود ، دکتر صفا مینویسد : " اعتقاد عرب ، مانند اعتقاد همه مسلمانان آن بود که " ان الاسلام یهدم ما قبله " ( اسلام ما قبل خود را منهدم میسازد ) و به همین سبب در اذهان مسلمین چنین رسوخ کرده بود که جز به قرآن به چیزی نظر نکنند زیرا قرآن ناسخ همه کتب و اسلام ناسخ همه ادیان است ، پیشوایان شرع مبین هم مطالعه هر کتابی و حتی هر کتاب دینی را غیر از قرآن ممنوع داشته بودند . گویند روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در دست عمر ورقهای از تورات مشاهده کرد و چنان غضبناک شد که آثار غضب بر چهره او آشکار گردید ، و آنگاه گفت : « الم آتکم بها بیضاء نقیه و الله لو کان موسی حیا ما وسعه الا اتباعی » ( آیا شریعتی درخشان و پاکیزه برای شما نیاوردم ؟ به خدا سوگند اگر موسی خود زنده میبود راهی جز پیروی از من نداشت ) . و نیز به همین سبب بود که پیغمبر فرمود : " « لا تصدقوا اهل الکتاب و لا تکذبوهم و قولوا آمنا بالذی انزل علینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد » " . ( اهل کتابرا در آنچه به نام دین میگویند نه تصدیق کنید و نه تکذیب ، بگوئید به آنچه بر ما فرود آمده و آنچه به سوی شما آمده ( نه آنچه از پیش خود ساختهاید ) ایمان داریم معبود ما و شما یکی است ) . از جمله احادیث معروف در این عهد بود که « کتاب الله فیه خبر ما قبلکم و نبا ما بعدکم و حکم ما بینکم » ( در کتاب خدا حکایت گذشتگان پیش و پیشگوئی آینده شما و قانون حاکم میان شما هست ) نطق قرآن کریم به این