خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١
کتابهائی علمی وجود داشته زبان پهلوی است نه زبان خوارزمی ، در دوره
اسلام کتابهای ایرانی که به عربی ترجمه شد از قبیل کلیله و دمنه وسیله ابن
مقفع و قسمتی از منطق ارسطو وسیله او یا پسرش از زبان پهلوی بوده نه
زبان خوارزمی یا زبان محلی دیگر .
کریستن سن مینویسد : " عبدالملک بن مروان دستور داد کتابی از پهلوی
به عربی ترجمه کردند " [١] .
اینکه با حمله یک یورشگر ، آثار علمی زبانی بکلی از میان برود و مردم
یکسره به حالت " امیت " و بیسوادی و بی خبری از تاریخ گذشتهشان بر
آیند ویژه زبانهای محدود محلی است ، بدیهی است که هرگز یک زبان محدود
محلی نمیتواند به صورت یک زبان علمی در آید و کتابخانهای حاوی انواع
کتب پزشکی ، ریاضی ، طبیعی ، نجومی ، ادبی ، مذهبی با آن زبان تشکیل شود
.
اگر زبانی به آن حد از وسعت برسد که بتواند کتابخانه از انواع علوم
تشکیل دهد ، با یک یورش مردمش یکباره تبدیل به مردمی امی نمیگردند .
حملهای از حمله مغول وحشتناکتر نبوده است ، قتل عام به معنی حقیقی در
حمله مغول رخ نمود ، کتابها و کتابخانهها طعمه آتش گردید ، ولی هرگز این
حمله وحشتناک نتوانست آثار علمی به زبان عربی و فارسی را به کلی از
میان ببرد و رابطه نسل بعد از مغول را با فرهنگ قبل از مغول قطع نماید
زیرا آثار علمی به زبان عربی و حتی به زبان فارسی گسترده تر از این بود
که با چندین قتل عام مغول از بین برود پس معلوم است که آنچه در خوارزم
از میان رفته جز یک سلسله آثار ادبی و مذهبی زردشتی که از محتوای این
نوع کتب مذهبی آگاهی داریم نبوده است ، و ابوریحان هم بیش از این
نگفته است . دقت در سخن ابوریحان میرساند که نظرش به کتب تاریخی و
مذهبی است .
اما داستان کتابسوزی عبدالله بن طاهر . این داستان شنیدنی است و عجیب
است که مرحوم دکتر معین این داستان را بعنوان دلیل یا قرینهای بر
کتابسوزی ایران
[١] ایران در زمان ساسانیان صفحه . ٨٦